آفريده ، اما دهنهاى ايشان چون دهان سگان است و موى ايشان چون موى گوسفندان و دستهاى ايشان چون دست آدميان و پاى ايشان چون پاى گاو ، و هرگاه ما را روز بود ايشان را شب بود ، و هرگاه ما را شب بود ايشان را روز بود .
و در زمين چهارم كبريت است كه خداى تعالى آفريده از براى هيزم دوزخ و بزرگى هر سنگى مقدار كوهى عظيم است ، چنانكه خداى تعالى در قرآن مجيد فرموده
« فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ »
( بقره ، 24 ) ، يعنى بترسيد از آتشى كه هيزم آن از سنگ كبريت باشد .
و در زمين پنجم [ 69 الف ] ماران و كژدمانند كه خداى تعالى جهت عقوبت كفّار و مردم بدكردار آفريده ، و سختى آن عذاب در مرتبهاى است كه آدمى را تاب شنيدن آن نيست .
و زمين ششم جاى ارواح دوزخيان و كافران « 1 » است كه تا روز قيامت ايشان را آنجا باز مىدارند [ آن جايگاه را ] « 2 » سجّين خوانند چنانكه خداى تعالى مىفرمايد
« كَلَّا إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ وَ ما أَدْراكَ ما سِجِّينٌ »
( مطففين ، 7 - 8 ) .
و در زمين هفتم دوزخ است و ابليس - لعنة الله عليه - آنجاست .
و دوزخ هفت است بر زير يكديگر و از دوزخى تا به آن دوزخ « 3 » ديگر هفتاد ساله راه است ، و هر يك كه فروتر است عذاب آن هفتاد مرتبه سختتر است . يكى را جهنم گويند ، و ديگرى لظى « 4 » ، و سيوم حطمه ، چهارم جحيم ، پنجم سعير ، ششم سقر ، هفتم هاويه . « 5 »
جهنم كه بالاتر همه است و عذابش آسانتر است با همه آسانى درو هفتاد كوه آتشين است ، و در هر كوهى هفتاد هزار وادى است ، و در هر وادى هفتاد هزار دره است ، و در هر درهاى هفتاد هزار شهرستان است ، و در هر شهرستانى هفتاد هزار گوشك است ، و در هر گوشكى هفتاد هزار هزار [ 69 ب ] خانه است ، و در هر خانه هفتاد هزار صندوق است ، و در هر صندوق هفتاد هزار هزار گونه عذاب است كه هيچ دو گناهكار به يك گونه عذاب گرفتار نباشند . اين است صفت دوزخ كه شنيدى .
هامش
( 1 ) . اصل : كافريان .
( 2 ) . از سراج القلوب آورده شد .
( 3 ) . اصل : دوزخى .
( 4 ) . اصل : بطى ( در ق صحيحا آمده است ) .
( 5 ) . سراج القلوب : هاويه ، جحيم ، سقر ، سعير ، حطمة ، لظى ، جهنّم .