ابن تراب گفت صفت بهشت بيان فرماى .
خواجه عقيل الدين گفت بهشت هشت است ، همه بر زير يكديگر . آنكه برترين همه است نامش فردوس اعلى است ، و ديگر دار الخلد ، و ديگر دار البقا ، و ديگر جنّات النعيم ، و ديگر جنّات عدن ، و ديگر دار السّلام « 1 » .
وهب بن منبّه گويد كه رسول - صلّى الله عليه و آله و سلّم - فرمود كه حضرت آفريدگار عالم - عزّ « 2 » و جلّ - دار السلام را از ياقوت سرخ آفريده ، و دار القرار « 3 » از نقرهء خام ، و دار الخلد از زر سرخ ، و جنات عدن از زبرجد سبز ، و جنة المأوى « 4 » از لعل ، و جنة الفردوس از نور آفريده . « 5 »
غرض ازين روايات و حكايات دلپذير آن است كه چه ملك بهرام و چه درويش بىچاشت و شام همه را انديشهء عاقبت مىبايد كه روز بازخواست به غضب الهى گرفتار نشوند و به دوزخ نروند .
ابن تراب گفت دوزخ را چگونه شنيده و چون جايى است .
خواجه عقيل الدين گفت :
حكايت [ هفت دوزخ ]
[ 68 ب ] در سراج القلوب از حضرت پيغمبر - صلّى الله عليه و آله و سلّم - منقول است كه دوزخ را خداى تعالى از غضب خود آفريده و در زمين هفتم است و زمين را نيز چون آسمان هفت آفريده است ، و از هر يك تا به ديگرى هوايى است وسيع و مسافت مقدار پانصد سال راه [ است ] .
و زمين [ اول ] مسكن آدميان است
و زمين دوم جايگاه باد است ،
و زمين سيوم خلايقى دارد « 6 » كه خداى تعالى رويهاى ايشان را چون روى آدميان
هامش
( 1 ) . اصل : دو نام بهشت را نياورده . ق : يكى را دار السلام خوانند و دوم را دار القرار و سيم را دار الخلد ، چهارم را دار المقام ، پنجم را جنات نعيم ، ششم را جنات عدن ، هفتم را جنات المأوى ، هشتم را فردوس اعلى گويند . در سراج القلوب به اين ترتيب ديده مىشود : دار السلام ، دار الجلال ، جنت الخلد ، دار القرار ، جنة النعيم ، جنة العدن ، جنة المأوى ، جنة الفردوس .
( 2 ) . اصل : عزه .
( 3 ) . ق : دار المقام .
( 4 ) . اصل : المأوا .
( 5 ) . سراج القلوب دار الجلال را از نور و دار القرار را از مرجان دانسته است .
( 6 ) . اصل : دارند .