شدهاند هرگز مجال آن ندارند كه به جايى نگاه كنند .
ابن تراب پرسيد كه آيا ايشان به چه طاعت مشغولاند .
خواجه عقيل الدين گفت :
حكايت [ آسمان و زمين و بهشت و دوزخ ]
در سراج القلوب مسطور است كه جهودان صفت آفرينش عالم را به طريق امتحان از روى تورات از حضرت رسالت پناه محمّدى - صلّى الله عليه و آله و سلّم - سؤال كردند و ايشان جواب چنين فرمودند كه حضرت آفريدگار عالم گوهرى آفريد از يك دانه زبرجد سبز ، و بزرگى آن گوهر چندان بود كه صفت آن را خداى تعالى داند . پس حضرت عزّت به نظر هيبت در آن گوهر [ 67 الف ] نظر كرد ، آن گوهر از هيبت آب شده باز پروردگار به لطف در آن آب نظر كرد آب در جنبش آمد و موج برآورد و از جنبش آب غبارى متصاعد شد و به مثال دود به هوا برآمد و كفك بر روى آب جمع گرديد و همچنان در جنبش بود كه از آن زمين بيافريد و قرار نمىگرفت .
پس خداى تعالى كوهها را جهت آرام و قرارش اوتاد گردانيد كه
« وَ الْجِبالَ
« 1 »
أَوْتاداً »
( نبأ ، 7 ) ، و از آن غبار آسمانها را آفريده بر زير يكديگر بداشت ، و سطبرى هر آسمانى مقدار پانصد ساله راه بود ، و از هر آسمانى تا آسمان ديگر پانصد ساله راه است . چنانكه اگر فى المثل سنگى از آسمان بيفكنند پانصد سال بايد كه بر زمين رسد .
و آسمان اول از زمرد است و نام او رقيعا « 2 » ست و فرشتگان آن همه در سجودند و تسبيح ايشان « سبحان ذى الملك و الملكوت » و نام مهتر ايشان اسماعيل است و درين آسمان [ فرشتهاى است نام او رعد و مو ] « 3 » كّل برابر است و باران .
و آسمان دوم به نظر نقرهفام « 4 » است و نام او ارقلون « 5 » است و فرشتگان او همه در ركوعاند و تسبيح ايشان « سبحان ذى العزّة و العظمة و الكبرياء و الجبروت » [ 67 ب ] و
هامش
( 1 ) . اصل : فلجبال .
( 2 ) . ق : رتيعا ( اسامى آسمانها به صورتى كه در نسخهء اصل آمده است نقل شد و ضبط نسخهء ق در حاشيه آورده مىشود و ضرورتى به آوردن صورتهايى كه در متون ديگر آمده نيست ) . ( سراج القلوب : برقيا ) .
( 3 ) . از نسخهء ق آورده شد .
( 4 ) . هر دو نسخه : خام ، كه مناسبت ندارد .
( 5 ) . ق : ارقيون ( سراج القلوب : افلون ) .