منزل پنجم در صفت صلاح و فوايد آن
چون ابن تراب بدان منزل رسيد جايى ديد در غايت خوبى و صفا .
بيت
سرمنزلى كه تازه بود از هواى آن * جان مسافرى كه به سويش كند گذار
خاكش چو كُحل ديدهء جان را جلا دهد * بادش برد به رايحهء خوش ز دل غبار
خواجه عقيل الدين را گفت از هفت صفت كه به زبان آوردى چهار را به فصاحت غريب و عبارت دلپذير بيان كردى مىخواهم كه صفت ديگر تقرير فرمايى .
خواجه عقيل الدين گفت صفت ديگر صلاح است كه به نزد مصوّران نگارخانهء خيال و نقشبندان لوحهء ديباجهء فضل و كمال آدمى را بهتر ازين صفت نيست و هركس كه رسم صلاح شعار خود ساخت ملك امن و امانت [ و ] عافيت را در تحت فرمان خويش آورد ، و هركس كه به گمراهى و غفلت افتاد كارش به ملامت كشيد و ديار سلامت از دست داد . [ 42 ب ] چنانكه ملك ريّان سلطنت مصر را به حضرت يوسف - عليه السلام - گذاشت .
ابن تراب گفت قصهء ملك ريّان و گذاشتن پادشاهى به يوسف كنعان چگونه بوده است .