كه راه از كوه بهقدر دو فرسنگ بعد داشت و دست چپ راه يكسر جلگهاى هموار است تا منتهى مىشود به آغرى داغ و ساير جبال سرحدّات بعد از طى 18 ورس راه به قريهء دوللو رسيده قرار گرفتيم .
دوللو
قريهء دوللو دهى است معتبر كه از قديم مسكن ايل جليل دوللوى قاجاريه بوده است . به جهت مسطّح بودن راهها رسم است كه در اين دهات رعايا الاغ را به كار نمىبرند و احمال و اثقال خود را در روى عرّاده و تكرى گذاشته با گاو و گاوميش و امثال آن حملونقل مىنمايند . تنها يك گاو و گاوميش كار ده الاغ بلكه زياده را از پيش مىبرد .
وضع خانههاى اين دهاتىها اكثر از چوب و سنگ است كه بهطور بسيار مرغوب و قشنگ درست كردهاند . اهالى اين قريه جمعى مسلم و برخى ارمنى است . كسانى كه اهل خدمت هستند زبان روسى را مىدانند . مابقى به زبان تركى متكلّماند . به جهت حفظ و حراست طرق و امنيت متردّدين و عابرين در هردو فرسخى قراولخانهاى خوب و نظيف درست كردهاند كه در آنجا ده نفر سواره و يك نفر نايب قزاق مأمور هستند كه شب و روز آنى غفلت ندارند . مرسوم اين سوارههاى قزّاقى هر يكى در هر ماه 14 منات است . مرسوم اين سوارهها بالنسبه كمتر از سوارههاى نظام است . رئيس سوارهها كمال مواظبت را دارد و نمىگذارد كه سوارهها مواجب گرفته در خانهء خود مشغول استراحت باشند يا مواجب آنها از سر موعد گذشته عذر آورده ، از خدمت غفلت نمايند . در اين منزل ديدم كه نايب سوارهها در وقت سان ، ديد دو نفر از آنها غايب است . جهت غيبت را پرسيد حاضرين جواب دادند كه به شدّت ناخوشند . آن نايب كمال اصرار و تشدّد را مىكرد و به صداى بلند داد مىزد كه دولت مواجب بدهد ، نوكر نگاه دارد و ايشان مواجب را مفت خورده در خانه بنشينند . بعد از رسيدگى چون عذر آن دو نفر را مسموع ديد ، دو نفر جوان كارآمد در عوض آنها آورده به محافظت