مقدّس بىگناهى آغشتن . زهى بىانصافى است .
اين خبر وحشت اثر در ماه ذى حجّه در مكهء معظّمه در حالتى كه مزاج حقير از اعتدال دور افتاده و در كمال اختلال بود رسيد و موجب هزار افسوس گرديد .
رحمة اللّه عليه .
مرند روز دوشنبه بيست و نهم شهر شعبان 1296
بعد از طلوع آفتاب ، از يكان سوار شده روبه راه نهاده ، در عرض راه ما بين يكان و مرند ، مقرّب الخاقان مهدى قلى خان حاكم كه با ضعف مزاج به عزم ملاقات مىآمد ، به خدمت جناب آقا رسيده ، بعد از عرض اخلاص التماس دعا كرده ، از بين راه برگشت . در نزديكى باغات مرند جمعى از اولاد و احفاد جناب آقا و از ساير مشايعتكنندگان مراسم وداع را بهجا آورده با ديدهء گريان و دل سوزان به طرف شهر تبريز مراجعت نمودند . غير از آقا ميرزا رضا فرزند سيمى جناب آقاى ثقة الاسلام و حاجى ميرزا عبد الجليل چاپارباشى و چند نفر ديگر در خدمت جناب آقا كسى از مشايعين نماند .
محال مرند محدود است از جانب مشرق به قراجه داغ و از شمال به كركر و زنوز و غربا به خوى و اروثق و جنوبا باز به اروثق و روديقات . كوههاى منبت و حاصلخيز در اين محوطه بسيار واقع است . از جمله يك رشته كوهى است موسوم به مشو كه از مغرب به مشرق كشيده شده ، حقيقتا حدّ فاصلى است ما بين محال مرند و اروثق . در دامنههاى اين كوه از هر سو آب و آبادى بىحدّ نمايان است . شعبات اين كوه منيع به واسطهء جريان مياه زلال و زياد بودن برف در فصل تابستان بهترين ييلاقات است . باوجود اين اهالى مرند به هيچوجه مايل و راغب به ييلاق رفتن و تغيير فضا و هوا نمودن نيستند ؛ زيرا قصبهء مرند قطع نظر از آن كه در جلگهء خيلى مرغوب واقع شده و به واسطهء اينكه در قرب اين كوه اتفاق افتاده ، هوايش به غايت معتدل و سالم است ، شكارهاى كوهى از هر قبيل در اين