مأمورين سرحديّه در كنار رودخانه حاضر الوقت بودند . در وقت بيرون آمدن از كشتى ، آحاد مسافرين را به دقت تمام با تذكره ملاحظه كرده ، اگر مطابق همان بليت و امضاى صاحب منصبى كه در اسكلهء باطوم بود اذن خروج مىدادند و الّا نگه مىداشتند .
بعد از آنكه مسافر تذكره را نشان داده ، به كنار رود قدم گذاشت و خواست اسباب و ما يحتاج سفر خود را بيرون آورد ، مأمور گمرك آنجا نيز نمىگذارد كه بدون رسيدگى از كشتى برداشته ببرد . اشياء هر مسافر را بايد در گمركخانه به دقّت تمام برسند و در اين باب زياد سخت مىگيرند و در گمرك هيچ شيئى را معاف نمىدارند ، حتى ماهوت و بعض اجناس حرير را هم كه حجّاج به رسم سوغات همراه داشتند ، ممانعت مىنمودند . باوجود اين نوع سختگيرىها عجبتر اين است كه چند نفر از حجّاج چند پارچه اشياء نفيسه خريده در نزد خود احتياط اين موقع را نگاه داشته ، در توى متكا و بالش مخفى داشته بودند .
وقتى كه به دست آمد همهء آنها ضبط و محفوظ گرديد . پس حجّاج نبايد از اين قبيل كارها بكنند . هست و نيست خودشان را آشكار بنمايند و پارچهء ماهوت و حرير و چايى را از حدّ اندازه زياد نخرند و ممكن است كه در اسلامبول همه سوغات خود را خريده ، سربسته بهعنوان « طرانزت » به ولايت خود بفرستند كه صرفهء زياد خواهند برد .
ويس قونسول دولت عليّهء ايران مسيو دگران مقيم پوتى تا محل توقّف واپور بزرگ به استقبال جناب مستطاب آقائى ثقة الاسلام آمده ، در همهجا بود تا از كشتى بيرون آمده در كنار رودخانه در مهمانخانهء ممتازى منزل شد .
[ حركت به سوى تفليس ] چهارشنبه دوازدهم 1297
امروز جناب آقايى ثقة الاسلام با چهار نفر ديگر با واگونهاى كالسكهء بخارى