منزل و سكنا شده ، مدت 20 روز در ينبع توقف شد . عمده جهت امتداد توقف اين بود كه چون اسكلهء ينبع لنگرگاهى نيست كه در عرض سال كشتى به آنجا آمده ، مال التجاره و يا مسافرى حمل نمايد فقط در موسم حج عدّه قليلى از كشتىهاى تجارتى مصر و انگليس و فرانسه براى جلب منفعت فوقالعادهء خود عبورا به اين اسكله آمده ، حجاج موجوده را حمل مىنمودند .
در اين مدت على الاتصال حجاج به ينبع جمع مىشد و يك كشتى نمىآمد و از حيثيت جا و مكان و مأكولات نيز خيلى سخت مىگذشت . به همين حالت اضطراب بعد از چند روز يك فروند كشتى تجارتى فرانسه وارد اسكلهء ينبع گرديد . حجاج ، ورود يك كشتى باركشى را مغتنم شمرده ، از آن طرف دلالان چندى كه براى فروختن حجّاجان بيچاره به فرنگى حاضر و از وضع معطّلى آنان باخبر بودند كاپطن را مستحضر نمودند . از خبث طينت و شيطنت آنها كرايهء يك نفر كه در سنوات سابقه از ينبع به اسلامبول سه ليراى عثمانى مىبود ، از شش الى ده ليرا ترقى پيدا كرد . عدهاى از حجاج كه عجول و ناصبور بودند به همان قيمتهاى گزاف به شمارهء 1300 نفر با كمال رنج و تعب عازم اوطان خود گرديدند .
روز ديگر نيز دو كشتى مختصرى وارد اسكله شده ، جمعى كه به سواحل طرابلس غرب و تونس رفتنى بودند حركت كردند . بعد از يأس و نااميدى زياد روز هفتم شهر صفر يك واپور تجارتى موسم به بنگاله كه از بنگالهء هند مال التجاره برداشته رو به لندن مىرفت ، به ينبع وارد شد . اين واپور بىهيچ مناسبتى راه خود را منحرف كرده به اسكلهء ينبع نمىآمد مگر نعمت غيرمترقّبه بود كه اسخلاص باقىماندگان حجاج در رسيد و جهت تمايل او به اسكلهء ينبع اين بود كه در ورد اين كشتى به بندر جدّه حاجى مهدى تاجر بغدادى كه از مشاهير تجار جدّه است ، به گمان اينكه در ينبع حاج زياد جمع شده و واپورى به آنجا نرفته ، با كاپطن كشتى قرار مىگذارد كه كشتى را از وسط دريا به اسكلهء ينبع برده ، هرچه حجاج بخواهد از اين نقطه تا اسكلهء بيروت بردارد و 25 هزار روپيه بگيرد .
هداية الحجاج ( سفرنامه مكه ) ( فارسى ) — صفحة 217
مساهمون: محمد رضا طباطبايى تبريزى
ص٢١٧