در ذكر اسكلهء ينبع
ينبع اسكلهاى است در عربستان در حجاز در كنار بحر احمر ، 210 كيلومتر از مغرب در جنوب غربى مدينهء منوّره واقع است . چون تقريبا در تحت منطقهء حارّه است هوايش بسيار گرم مىشود و اين را ينبع بحرى نيز نامند تا امتياز داشته باشد از ينبع برى كه در مسافت دوازده ساعت در سمت شمال غربى ينبع البحر واقع است . در ينبع برّى كه ينبع النخل نيز گويند ، باغات و قنواتش بىحدّ و بىشمار است . 24 چشمه جارى است كه جميع محصولات آن حوالى را سيراب مىنمايد . شبنم زياد در آنجا به عمل مىآيد . ينبع بحرى اوقاتى كه در تصرّف محمد على پاشاى مرحوم بود ، مانند ساير بلاد آباد و معموره بوده ، آن مرحوم قلعهاى از طرف خشكى كشيده است كه اكنون اثر كمى از استحكامات آن باقى است . عدهء ساكنين آن از 4 الى 5 هزار نفر است . سه قراولخانه و 50 نفر عسكر هميشه به حراست شهر مشغولند .
حكومت ينبع جزو ايالت مدينهء منوّره است . ابراهيم افندى حاكم و قائممقام حاليهء ينبع است . هرچند به نظر ، شيخ ظاهر الصلاح مىآيد ، ولى از قرارى كه ذكر مىكردند مرد اخّاذ و مالاندوز غريبى است كه به چندين وسايط از حجاج جلب منفعت مىنمايد . از جمله ، عجزهء حجاجى كه در ميدان ينبع يا جاى ديگر منزل كرده بودند ، شب دزدان را تحريك مىكرد كه مالهاى ايشان را ببرند كه آنها مجبور مانده در خانهها منزل نمايند كه از اجارهء خانهها سهمى عايد او بشود .
ديگر سبزيات و مأكولاتى در هيچجا حراج كردن رسم نيست ، در اينجا هفتهاى يك روز از اطراف ما يحتاج را به ينبع آورده در ميدان مخصوص حراج كرده ، بعد به قيمت گران به حجاج مىفروختند . ديگر هر كشتى كه به اسكله مىرسيد ، خودش پيش از همه نزد كاپطن رفته با او دست يكى شده ، در اجرت نقليه هرچه مىتوانستند از حجاج مىگرفتند . ذكر كردند سيصد ليراى عثمانى تنها از كشتى اوّلى كه از اسكلهء ينبع حركت كرده بود ، سهم برده است و نيز به خلاف قانون و رسومات مملكتى در اسكلهء ينبع كه داخلهء مملكت است ، چند نفرى را