شنبه سيزدهم محرّم الحرام 1297
امروز وقت عصر به خارج مدينه حركت كرده ، بعد از غروب آفتاب سوار شده در سه ساعتى از شب از محاذى مسجد شجره عبور شد . از مدينهء منوّره كه روبه ينبع حركت مىشود ، باز به همان راه چند منازل آمده و تنگهء جديده را گذاشته به قريهء حمراء مىرسد . از اين قريه جادهء سلطانى ترك شده ، راه ينبع از سمت يمين اين قريه امتداد مىيابد . هنگام صبح در حوالى شعب الحاج در سر چاه شريوف قافله فرود آمد . امشب هوا به واسطهء آمدن باد تندى خيلى سرد بود .
چهاردهم و پانزدهم محرّم الحرام 1297
شب چهاردهم پنج ساعت به صبح مانده از منزل مزبور حركت كرده ، هنگام طلوع آفتاب به بوغاز جديده رسيد . در پنج ساعت مسافت پيچ و خم بوغاز جديد را طى كرده ، وقت ظهر به قريهء حمرا رسيديم . روز بعد را در حمراء جمّالان اتراق كردند . در اين روز توقّف ، از حجاج هرچه كرايه از مكه تا ينبع باقىمانده بود دريافت نمودند و احمال و اثقال حجاج را در حين آمدن به مدينه در قريهء صفرا نگاه داشته بودند ، امروز در حمرا حاضر كرده به حجاج تسليم نمودند ؛ ولى از اموال و اشياء وديعهء حجاج زياد تلف شده بود .
حادثهء غريبى از اين منزل [ حمراء ]
اهالى قرهباغ بعد از ورود به اسكلهء ينبع ذكر كردند كه در منزل حمرا وقت عشا ، در حالتى كه مىخواستيم كوچ نماييم جمعيت ما قراباغيان زياده از پانصد نفر بود . جمعى از اعراب بدوى به سر ما هجومآورده زد و خوردى فيما بين واقع شده ، عدهاى از ما زخمدار و مال بىشمار به غارت بردند . در اين گيرودار جمّالان شريك دزدان و رفيق حاجيان كه كرايهء شتران را تا ينبع نقد گرفته بودند ، اين موقع را مغتنم دانسته هرچه شتر حاضر بود برداشته بدر بردند . سه روز و سه شب همگى پريشان و حيران . نه قوّهء حركت نه تاب مقاومت . گرسنه و تشنه در