مىنمايى كه به فراغ دل و جمعيت خاطر به زيارت اندرون بيت مشرّف شوند .
[ ورود به كعبه ]
شب نوزدهم ماه ذى حجة الحرام در حالتى كه جمعى در خدمت جناب آقا از مخلصين و محبّين از اهالى تبريز و قرهباغ كه شمارهء آنها بيش از 30 نفر بود در ساعت سيوم به سوى حرم روان شده تا به بيت مكرّم رسيديم . يكيك از پلّه ترقّى جسته بدون ممانعت احدى داخل شديم .
پلّه عبارت از يك نردبانى است كه در هنگام احتياج به باب بيت مىگذارند ؛ بعد برمىدارند . كليددار در داخلهء بيت ايستاده بود . الحق حالتى بود ، هركسى بىخبر از ديگرى ، به مناجات ربّ خود پرداخت .
فارغ از كون و مكان بود .
فى الجمله بعد از اداى مستحبّات آن مكان كه جايز است در هر ركن آن على اى جهة كان دو ركعت نماز كردن و دعوات و حاجات خواستن كه همهء اينها زياده از بيست دقيقه امتداد نيافت . حالتى به هر يكى از حضّار رو داده بود كه حالت بيرون آمدن باقى نمانده بود . خواجگان حرم و خدّام لب بر لب نهاده ساكت بودند . بعد از خروج ملازمان ، آقاى ثقة الاسلام يك طاقه شال ترمه و ده ليراى عثمانى به كليددار داده و به هر يكى از خواجگان حرم به فراخور حال خود وجهى اعطا نمودند .
بنابر توصيه و سفارش نامههايى كه از بابعالى به جناب شريف مكه معظّمه و والى حجاز در باب احترامات و اكرامات قدوم شريف جناب آقاى ثقة الاسلام قبل از وقت فرستاده شده بود ، بعد از ورود ، هردو كمال انسانيت و مهربانى را كه لازمهء اتّحاد اسلام بود به عمل آورده ، مكرر ملاقات و ديد و بازديد اتفاق افتاد .
اطلاعات مفيده
آب جارى مكه منحصر به چشمهاى است كه از سمت شرقى عرفات جارى