لغت قديمى بازارى بوده در يك فرسخى عرنه . نمره كوهى است كه از مأزمين خارج بشوى در دست راست در بطن عرنه پيداست . او هم از حدّ عرفات است ، اما داخل وادى عرفات نيست . وقوف در اين حدود مستغنى از وقوف عرفه نخواهد بود . پس وادى عرفات عرصهء وسيعى است كه به اين حدود از اطراف كوهها و تپههاى آنجا را مثل دايره فراگرفته است . فاصلهء عرفات تا مكه چهار فرسخ است . بعضى اختلاف كردند كه زمين عرفات داخل حرم نيست . « 1 »
اينجا عرفات ناميدهاند به جهت اينكه جبرئيل ، حضرت ابراهيم - عليه السلام - را به اين مكان آورد و گفت : يا ابراهيم ! اينجا عرفات است ، فاعرف مناسكك و اعترف بذنبك ، از اين وادى چشمهاى مشهور به زبيده زوجهء هارون از سمت شرقى جارى شده ، داخل شهر مكه مىشود . آبش بهقدر يك سنگ آسياب مىشود ، ولى ثقيل و غليظ است . در بعضى سنوات ديده شده كه آب اين چشمه از كثرت حجاج از جريان مىافتد .
بركهء بسيار بزرگ عميقى در نزديك اين چشمه ساختهاند . در روز عرفه مملو مىشود براى غسل كردن حجاج .
در بيان رسوماتى كه در موسم حج معمول است
در سالى كه اختلاف در رؤيت ماه ذى حجه ما بين شيعه و سنى نباشد جميع حجاج غروب روز عرفه از عرفات رو به مشعر الحرام حركت مىنمايد . شريف مكه با حمل مصرى ، و والى حجاز به اتفاق امين صرّه و اعيان و اركان مكه با حمل شامى مىباشد . همواره رسم است دو فوج سرباز و دو عرّاده توپ در ذهاب و اياب از مكه به عرفات به همراهى امير مكه و والى حجاز بوده . در شب عيد در توقّف به منى و در هنگام عزيمت به مشعر الحرام در بين راه شليك مىنمايد و در حقيقت اين قسم حركات موجب ازدياد شكوه اسلام و اسلاميان است .
هامش
( 1 ) كمترين اختلافى نيست كه عرفات از « حرم » محسوب نمىشود .