هم دادوستد مىشود . شال كشمير و خراسان و مال التجاره فرنگستان و ترشيات شيراز و برنج اعلا به قيمت مناسب ديده مىشود . متاع خود جدّه تسبيح يسر است .
قونسول چهار دولت در اينجا مقيم است : ايران ، فرانسه ، انگليس ، هلاند . از اهل ايران قريب به سى نفر در اين شهر سكنا دارند . اكثر اهالى آنجا اعراب و قليلى از عثمانى است . خانههاى جدّه همه از گل و سنگ است . چند طبقه روى هم درست كردهاند . شبيه به عمارت فرنگيان است . ولى كوچهها همچنان در حال سابق مانده است . در وسط هر محوطه حوضى درست كردهاند . آب باران از پشت بامها ريخته در آن حوضها جمع مىشود . آب شيرين اينجا منحصر به همين حوضها و بعضى بركههايى است كه در خارج از شهر درست كرده ، در موسم حج به شهر آورده مىفروشند . در شش فرسخى شهر چشمهء آب شيرينى هست . اگر آن آب را به شهر بياورند ، موجب آسايش عامّهء ناس خواهد شد .
جناب ناشد پاشا به اهل شهر امر كرده بود شبها صاحب هر خانه فانوسى در محاذى عمارت خود روشن نمايد كه بدين واسطه جميع كوچهها روشن باشد .
به همينطورها شبها كوچهها روشن بود .
حصار قلعهء اين بندر آنقدر مستحكم نيست . استحكامات آن از طرف خشكى منحصر به ديوار قلعهاى است بىخندق . اين قلعه پنج دروازه دارد : باب مكه ، باب مدينه ، باب شريف ، باب مغربى ، باب گمرك . از آداب حرب در اينجا توپ زياد بىمصرف معيوبى است كه در انبارها ريخته ، به نوعى كه در هنگام ضرورت به همه جهت ده توپ از همهء آنها به كار نمىآيد . كليهء خاك حجاز غير منتظم و راهها آنقدر بىامن است كه به اندك غفلت اعراب بدوى كه شغلشان دزدى است در وقت گذشتن كاروان در زير درختان خار مغيلان مترصّد نشسته ، على الغفله خود را به قافله زده هرچه ممكن است خواهند برد و همينكه دو قدم دور تر شدند محال است آنها را گرفت .
بىنظمى خود ولايت كافى نيست كه در موسم حج چاپلوسان روزگار
هداية الحجاج ( سفرنامه مكه ) ( فارسى ) — صفحة 161
مساهمون: محمد رضا طباطبايى تبريزى
ص١٦١