در اكثر كوچهها چراغ گاز روشن و كوچهها سنگفرش و نظيف است . ولى اكثر كوچهها زياد تنگ و صعب العبور است . واپورهاى كمپانى كه در درياى سفيد تردّد مىنمايند ، هر يكى را در اين اسكله وقت حركتى معين است كه تخلّف نمىنمايند . واپورهاى تجارتى دولت عثمانى و مصرى روزهاى جمعه به طرف اسلامبول و اسكندريه حركت مىكنند و روزهاى دوشنبه از اسكندريه به ازمير و از اسلامبول به ازمير مراجعت مىنمايند . غير از واپورهاى تجارتى مزبور در اين اسكله [ كشتىهاى ديگرى ] نيز تردد مىكنند : واپور نمسه ، ايتاليا ، انگليس ، فرانسه و كشتى سه دولت ديگر نيز يكسره به ازمير آمده باز به سمت اروپا حركت مىنمايند . المانيا ، سوج [ سوئد ] ، يونان .
عمده سببى كه باعث ترقّى و آبادى شهر ازمير شده ، اوّلى حملونقل مال التجاره به ممالك فرنگستان ؛ دويم بودن دو شعبه راهآهن از ازمير به داخله ولايت ايدين ، يكى به شهر آرا به مسافت شش ساعت و ديگرى به شهر ايدين بهقدر نه ساعت .
فى الجمله در خاك ازمير 230 هزار متر مربع راهآهن در كار است . غير از تراموايى كه از كنار دريا شروع شده داخل شهر مىشود . ابتداى اين ترامواى از لب دريا در روى خيابان مسطحى است كه كمپانى فرانسه 30 هزار ذرع از زمين دريا را خشكانيده ، دريا را پيش برده است و در ميان دريا هم ديوارى از سنگ مىكشد كه ليمان مىگويند . در هنگام انقلاب دريا كشتىها در آن مكان محفوظ و سالم مىماند . اين كمپانى با دولت عثمانى تا پنجاه سال قرار داده است كه بعد از انقضاى اين مدت ، ليمان و خيابان حق دولت عثمانى باشد . محصولات ارضيه از قبيل اثمار و فواكه ممتازه و ترياك و راوند و پشم و جو و گندم و سيسام « 1 » به عمل مىآيد . حاصلات صناعيهء نمد ، قالى ، گليم و صنايع زرگرى و زرينهبافى و بعضى حريربافى نسج مىشود . از جمله معادن مشهورش يكى معدن گوگرد است در نزديكى مغنيا .
هامش
( 1 ) ياسوسام به معنا كنجد .