نيز از جمله مسافرين چند فرنگى بودند كه به اسكندريه مىرفتند . در ميان آنها زنى از اهل فرانسه بود كه در وجاهت و ظرافت به خود مىباليد . با يكى از همراهان شوخى او درافتاده چون زبان على حده غير از فرانسه نمىدانست به اشاره از دور لحيهء عريض آن رفيق را مساحت كرده ، از وضع شانه كردن آن مىخنديد و گاهى در مقابل آئينه اتاق ناهار كشتى ايستاده تقليد و پازنها در مىآورد كه حضّار را مشغول مىساخت . اغلب فرنگىها خوشگذران و عياش مىشوند و غم و غصّه را به بهانه از خود دور مىنمايند .
روز يكشنبه هفدهم شهر شوّال 1296
به فاصلهء پنج ساعت از جزيرهء مدللو به اسكلهء بندر ازمير رسيديم . مقرّب الخاقان محمد خان قونسول ازمير عموزادهء جناب جلالتمآب سفير كبير بنا به اخبارى كه جناب معزّى اليه به او داده بودند ، در اسكلهء ازمير حاضر و لوازم تشريفات را از طرف مأمورين دولت عثمانى نيز به جا آورده بودند . خود قونسول با قايق پنج حقبه به واپور عزيمت كرده ، پس از ملاقات جناب آقا را با همراهانش از كشتى به اسكله حركت داده در دم اسكله ، دو دسته عسكر نظامى با حالت دشتبانى با يك نفر سرعسكر صف كشيده بودند . همين كه جناب آقا به اسكله قدم نهادند سلام نظامى را به جا آورده جناب آقا با همراهان تا آخر صف پياده تشريف برده ، همه را نوازش مىفرمودند . بعد سوار كالسكه شده عزيمت قونسولخانه نمودند . در دم قونسولخانه دولت عليه ايران نيز ده نفر عسكر با صاحبمنصبى احترامات فائقه را به جاآورده ، تا حين حركت بودند . بعد از زمانى احمد حمدى پاشا والى با اعضاى حكومت از جناب آقا ديدن كردند و بعد از والى چند نفر افندى و مفتى ولايت ازمير و افندى مدير خارجه و ويس افندى رييس ضبطيه و ادهم بيك ميرآلا به خدمت جناب آقا مشرّف شدند . جناب آقا نيز طرف عصرى تنها از والى بازديد فرموده ، در ساعت ده به واپور مراجعت فرمودند .