تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هداية الحجاج ( سفرنامه مكه ) ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١

تعريف اسكلهء ازمير

ازمير مركز حكومت ولايت ايدين و محدود است از جنوب به قونيه و شرقا به جبال طوروس و به بعض جبال قونيه و شمالا به جزائر بحر سفيد و غربا به درياى آرشيپل . اين قطعه منقسم به پنج متصرّفى بوده ، عدهء نفوسش قريب يك مليون است . اهالى مركّب از اسلام و خرستيان « 1 » و يهودى است . خود شهر و آبادى در انتهاى خليج كوچكى كه آن خليج هم موسوم به همين اسم است ، واقع شده [ است ] . قدماى يونان ازمير را با همين خليج سميرنه مىگويند و در نقشه‌هاى فرانسه هم به همين اسم اينجا را مىنويسند . در اين زمان به واسطهء كثرت جمعيت و آبادى ، اهالى به تدريج از طرف غربى شهر خاك و سنگ به دريا ريخته به شهر وسعت داده معمورتر مىسازند . هواى ازمير مناسب و مكانش مفرّح و اتفاق افتاده ؛ فواكه و اثمار اين شهر مشهور آفاق است . اكثر ميوه‌جات اسلامبول و ساير ولايات اروپا را از اينجا حمل مىنمايند . انجير و خربزه اين ولايت در هيچ مملكت عثمانى نمىشود . وسعت تجارت اين نقطه در هيچ‌جا متصوّر نيست . حقيقتا اوّلين تجارتگاه ولايت ايدين است . در ازمير آثار قديمه يك هيكل اوميريوس شاعر معروف يونانى است . مولدش اينجا است و ديگرى هم اسكلات است . از قرارى كه در تواريخ ضبط است ازمير دو قلعه داشته است : يك مسكن مسلمين كه در بالاى كوه واقع بوده و ديگرى مسكن ارامنه كه در پايين قلعه اتفاق افتاده بود ، به واسطهء بينونت ظاهرى و باطنى ، هميشه فيما بين اهالى اين دو قلعه محاربه و منازعه بوده تا اين‌كه بعد از زمانى هردو در يك شهر سكنا كرده و آن تعصّب برخاسته است ، ولى حالا از مسكن قديم مسلمين آثارى باقى نيست . در روز ورود اينجا ، يهوديان ساكن آن شهر دكاكين را بسته مشغول عيش و عشرت بودند . مذكور داشتند كه اين ايام عيد يمش ايشان است كه تقريبا يك ماه اين عيد را عزيز شمرده به عشرت مىگذرانند و اين عيد را به حضرت كليم اللّه منسوب مىدانند . اين شهر
هامش
( 1 ) مسيحيان ، تغيير يافته كريستيان .
هداية الحجاج ( سفرنامه مكه ) ( فارسى ) — صفحة 121 | محمد رضا طباطبايى تبريزى