تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفت كشور يا صور الأقاليم — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
بر سر آتش نهاده‌اند ، اگر كسى از خانه‌اى به خانه‌اى رود ، شوربا وآش گرم بدهند تا بياشامد وبعد از آن بيرون شود تا سرما كار نكند وچون از خانه بيرون آيند هيچ توقف نكنند تا به خانهء ديگر كه گرم است . بعد از آن سرّمن رأى است كه جماعتى سراى بركان « 1 » مىخوانند . وطرف شمالي سرّمن رأى بلغار است وروس وبيشتر أهل آن ولايت مسلمانند . وبلغار در آخر إقليم ششم است وچون آفتاب در برج جوزا وسرطان باشد ، شفق شام وصبح صادق به هم متصل مىباشد وپيشتر از غروب شفق صبح برمىآيد ، به حكم اين آية كه
« إِنَّ الصَّلاةَ كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتاباً مَوْقُوتاً »
نماز غنيمه بر ايشان واجب نشود كه وقت عشاء آخر ، ايشان را نيست وچون زمان
« حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ »
من الفجر بيايد نيابند ، ودر روزهء رمضان نيز بحث بود . در اين ناحية كه آخر إقليم ششم است [ شب ] هشت ساعت باشد ودر اين مدت هشت ساعت ، شفق وفجر از هم جدا مىشوند وچون روز باز گردد وزمستان شود مدت روز همين هشت ساعت بود . وملوك بلغار خطبه وسكه به نام إسكندر مىكنند ومىگويند كه ما از نسل اسكندريم وچنين نيست ، مگر از قبيله‌اىاند كه به فيلقوس پدر إسكندر مىكشد . چرا كه « 2 » إسكندر هرگز با زن مباشرت نكرده تا غايتى كه حكما گفته‌اند كه داراب دخترى شانزده سأله دارد ، بغايت خوبى ، ما اختيار كنيم كه يك نوبت متعرض أو شوى وحق تعالى تو را پسرى دهد تا جاى تو بگيرد ، إسكندر رضا نداد وگفت من روا نمىدارم كه اندام من بر اندام زنى سايد .
هامش
( 1 ) - در أصل : بزرگان . تصحيح از نسخهء كتابخانه ملى ونسخهء روسيه . ( 2 ) - أصل : چونكه . تصحيح از نسخهء كتابخانه ملى وروسيه .