آن سؤال نموده جواب دادند كه عن قريب از اين هر دو بزرگوار عطية القدرى تولد خواهد نمود كه سلاطين روى زمين با او در مقام بندگى باشند . چون مژدهء قدوم فيض لزوم او به حضرت شيخ بزرگ رسيد فرمود كه آنكس است كه شيخ مادر مجلس عقد از براى او قيام نمود .
از جملهء مريدان او شاه قاسم انوار است و از سلاطين زمان مانند جانى بيك خان و پسرش بردى بيك خان و امير تيمور گوركانى به قدم نيازمندى به درگاه فلك اشتباه رسيده خدمات به تقديم رسانيدهاند .
از خوارق آن بزرگوار ، نمودن چهار فصل بهار ( ؟ ) را در يك آن و در يك منزل به امير تيمور از مشهورات است .
بالجمله در جوار پدر بزرگوارش استراحت گزيد
در ذكر احوال زين الدين شيخ جنيد صفوى - قدّس سرّه -
شيخ زين الدين جنيد بن شيخ ابراهيم بن سلطان خواجه على بن شيخ صدر الدين موسى بن شيخ صفى الدين اردبيلى بود . بعد از پدر بزرگوار سلطان شيخ ابراهيم بر مسند ترويج طريقت نشسته مانند آبا و اجداد خود در تبليغ معارف الله سعى بليغ داشت .
نوشتهاند كه چون جهانشاه همشيرهء خود جهان بيگم را به سيد قاسم ولد شيخ بايزيد داد لهذا قرابت را ملاحظه كرده توليت آستانهء فيض آثار شيخ صفى را به وى تفويض نمود و ايشان شيخ جنيد را دخل نمىدادند . حضرت جنيد به تبريز آمده به امداد شاه حسين ولى از جهانشاه حكم حاصل نمودند كه در امر [ 114 ] توليت جدش با ايشان شريك باشد . چون به اردبيل رفت وى را دخل نمىدادند . دوباره به تبريز آمده روزى چند در تكيهء شاه حسين ولى ساكن بود . شاه حسين مىگفت كه روزى چند صبر كن ، چون سيد قاسم خويش و اقوام شاه بود ملاحظه داشتند . تا روزى صفة الجلال مقرب ذو الجلال بر شيخ غالب گشته خيال را وادار به تغيير و انتقال دولت قراقوينلو نموده