استعداد و فضيلت عديل نداشته و تورات را ترجمه كرده و در همه جا مدرسين در مدرسهاش از مصنفات او كه زياده از پنجاه جلد بوده درس مىگفتند . خط را خوب مىنوشت و شعر را نيكو مىگفت . در زمان غازان خان به مرتبهء وزارت رسيده با سعد الدين محمد ساوجى درانداخته او را به قتل داده دوباره به شراكت على شاه جيلانى به تمشيت امور ايرانمدارى مشغول گرديد تا شاه خدابنده رخت از اين دار فانى بست و سلطان ابو سعيد به او رنگ شهريارى جلوس كرده به طريق پدر زمام ملك و رعيت را به كف باكفايت ايشان نهاد . دو سال تمام در مقام صدق و صفا امور دولت را تمشيت مىدادند تا در سال هفتصد و هفده خواجه على شاه جيلانى خواجه رشيد الدين را به امداد امرا متهم كرده به مكافات سعد الدين ساوجى به قتل رسانيدند . چه خوب گفتهاند :
از مكافات عمل غافل مشو * گندم از گندم برويد جو ز جو
اين واقعه در هيجدهم شهر جمادى الاول در سال هفتصد و هفده هجرى واقع و پسرش خواجه ابراهيم با خود آن بزرگوار مصلوب گرديد . مولانا جلال الدين محمد عتيقى در تاريخ قتل خواجه فرموده است :
رشيد ملت و دين چون رحيل كرد به عقبى * نوشت منشى تاريخ او كه « طاب ثراه » « 1 »
از آثار آن جناب عمارت باشكوه ربع رشيدى است . الآن هم بعضى از علاماتش در بالاى محوطهء ششكلان پيدا است و آنچه اهل تواريخ از موقوفات ربع رشيدى نوشتهاند عقل قبول نمىنمايد كه يك شخص اينقدر مكنت داشته باشد .
مجملا آن جناب را در مقبرهء ربع رشيدى خاكريز كردند .
هامش
( 1 ) . البته طاب ثراه به حساب ابجد هفتصد و هيجده مىشود .