تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منظر الأولياء ( در مزارات تبريز و حومه ) ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
طلب كرد . سلطان احمد هم [ چون ] دانسته بود كه ارغون خان خيال قتل شمس الدين را دارد از فرستادن او ابا كرده جسته‌جسته كينهء باطنى بروز كرده و صورت عداوت ارغونى از پرده‌پوشى درگذشت تا كار منجر به محاربه گرديده ارغون خان شكست يافته دستگير شده در خيمه‌اى حبس گرديد . شب بوقا برادر اوروق نويان به اعتضاد امرا ارغون را از حبس بيرون آورده سلطان احمد را گرفته به قتل رسانيدند . صاحبى چند روز پنهان شده بعد از صولت ارغون خان ترسيده كه اقوام و عشيره و فرزندان و متعلقان او را از تيغ بىرحمى بگذراند ، خود را آشكار كرده ارغون خان او را اميدوار به منصب جليل [ 101 ] وزارت ساخته كمال اطمينان را داد . بوقا چون اميد وزارت را داشت صاحبى را خار راه ديده در خلوت با بعضى از مقربان درگاه مثل فخر الدين مستوفى و حسام الدين حاجب به خدمت ارغون خان عرض كرد كه اين شخص از تو زخم خورده است ، در هر حالت زهرى را كه به جام پدرت ريخته در كام تو هم خواهد ريخت و از كسى كه كفران نعمت نمايد و مثل اباقا خان شهريارى را زهر دهد ديگر از او چگونه توقع خدمت توان كرد ؟ ثبات دولت پادشاهى و فناى وزير بدخواه قرين يكديگر است ، پس او را زنده نبايد گذاشت . بنابراين ارغون خان حكم بر قتل شمس الدين نموده آن جناب در يوم دوشنبه چهارم شعبان در سال ششصد و هشتاد و سه ( 683 ) با بعضى از سرجنبانان اولادش از سرپنجهء جلاد قهر ، شربت شهادت چشيده در چرنداب تبريز مدفونش كردند . از آثار آن بزرگوار شهر نجف اشرف است كه احداث فرمودند . يكى از شعراى معاصرينش اين رباعى در مصيبت آن جناب گفته :
از رفتن شمس از شفق خون بچكيد * مهروى بكند و زهره گيسو ببريد شب جامه سيه كرد در آن ماتم و صبح * برزد نفس سرد و گريبان بدريد

در ذكر وزير پرتدبير خواجه سعد الدين محمد ساوجى

وزير دانشمند و دبير دانشمند بود . شيخ علامهء حلى رسالهء سعديه را به نام او نوشته و