در ذكر احوالات ميرزا بزرگ قائم مقام
آن بزرگوار از سلالهء دودمان مصطفوى و از سلسلهء خاندان مرتضوى بوده . از حيثيت حسب نجيب و از طرف نسب اديب .
در مبدا حال از جملهء استيفانويسان دولتى بوده تا در سال هزار و دويست و هيجده ( 1218 ) هجرى خاقان مغفور شاهزاده حسنعلى ميرزا شجاع السلطنه را حاكم طهران نموده آن جناب را وزير امورات وى كرده ، دوباره در سنهء هزار و دويست و نوزده ( 1219 ) هجرى عباس ميرزا نايبالسلطنه را حكمران ممالك آذربايجان نموده ميرزا بزرگ را هم لقب نبيل قائم مقامى داده همهء امورات آذربايجان را من حيث الاستقلال به كف باكفايت او نهاده وزير نايبالسلطنهء مرحوم نمود . آن جناب در خدمت وليعهد دولت روانهء آذربايجان شده همهء ادارهجات آذربايجان را از حدود و ثغور ، از رعيت و لشكر ، از بزرگ و كوچك ، هريك را در محل خود و هركس را در مراتب خويش چنان كه بايد و شايد محكم و ارجمند گردانيد . از ظلم و تعديات مأموران دولتى رعيت را آسوده و طريق اجحاف و ظلم را بالمره نابود كرد . در مقام انصاف ، وزارت آن جناب در وقتى واقع شده بود كه گاه عساكر روم در قصد تسخير آذربايجان واقعهء توپراققلعهء مشهور و گاه با لشكر روسيه دست به گريبان ، احوالاتشان معروف ، با همهء اينها دست از پا گم نكرده در رعيتنوازى آنى غفلت نداشت . البته بايست چنين باشد زيرا كه وجود صورتنماى شهريارى ( ؟ ) منبع چشمهء عدالت نايبالسلطنهء مرحوم هرآن و هر ساعت در تربيت او دل گماشته يك چشم زدن اهمال نداشت كه او هم در امورات خود اهمال داشته باشد .
مجملا در سال هزار و دويست [ و سى و هفت ] به رحمت ايزدى پيوسته و در جوار حضرت سيد حمزه در مقبرهاى كه به نام خودش مشهور است به خاك سپرده شده . از روز وفات الى يومنا هذا دو نفر حافظ قرآن در سر قبرش دائم اوقات مشغول تلاوت قرآن هستند . رحمة الله عليه .