روضة الصفا مسطور است كه شيخ مجد الدين مريد شيخ نجم الدين كبرى خوارزمى بوده .
بنا بر فساد اهل فساد و سعايت حسّاد ، سلطان محمد خوارزمشاه آن ولايت مآب را به قتل آورده آنگاه نادم و پشيمان شده به خدمت شيخ نجم الدين كبرى آمد و گفت : اگر ديت خواهى اينك زر و اگر قصاص كنى اينك سر ! شيخ فرمود كه ديت فرزندم مجد الدين زر نيست و قصاص او سر تو و سر من و سر سروران دولت تو و سر اهالى مملكت تو است ! بعد فرمودند :
وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا
« 1 » . اندك زمانى نگذشت كه چنگيز خان از تركستان ظهور كرده به خوارزم آمد و كرد و شد آنچه شد . تفصيل آن در كتب تواريخ بيان شده است .
من جمله پير موسى در سال نهصد و سى و نه ( 939 ) هجرى مطابق سال دهم از جلوس شاه طهماسب راه آخرت پيموده در سنجاران مدفون گرديد .
[ 81 ] در ذكر احوالات برهان العرفا حضرت بابا بختيار - عليه الرحمة « 2 » -
از اجلهء اهل ورد و ذكر بود . آن جناب در تزكيهء نفس به مقام بلند رسيده بود . گويند آن جناب مدت نود سال عمر كرده سى سالش را در تحصيل مراتب و معارف سر كرده سى سال ديگرش را در سياحت بلدان و در تماشاى صنايع حضرت سبحان بسر برده و سى سال آخر را در گوشهء عزلت گذرانيده . آن جناب تأليفات بسيار به يادگار گذاشته از آن جمله كنز الحكمة را در عوالمات اهل طريقت نوشته و دايرهها بر او قرار داده و دايرهء انسان نامش نهاده كه در هريك از آن دواير نام يكى از اولياى طريقت ثبت شده .
محل مدفن آن بزرگوار را در محلهء چهار منار نشان دادهاند . وقت وفات وى بسكه مردم از آن شاهباز معرفت ، خرق عادات ديده بودند و به وى ارادت داشتهاند بر سر نعشش ازدحام نمودند چنانكه توليد فتنه و باعث شورش گرديد . عاقبت آن بزرگوار را در محل مصلاى خود به خاك سپردند . اين واقعه در شهر رجب نهصد و دو ( 902 ) « 3 » هجرى چهار سال قبل از خروج شاه اسماعيل اتفاق افتاده .
هامش
( 1 ) . نساء / 47 .
( 2 ) . روضات الجنان ، ص 486 ؛ روضة الاطهار ، ص 77 .
( 3 ) . روضة الاطهار : « 912 » .