قبر شيخ شرف الدين در دامنهء وليان كوه واقع « 1 » و سال وفاتش معلوم نيست . شاه اسماعيل - انار الله برهانه - در روى قبر آن بزرگوار گنبدى عالى بنا نهاد لكن در فتنهء روميه خرابش كردند .
در ذكر بيان غوث العرفاء شيخ نجم الدين تارمى « 2 »
وى فرزند ارجمند شيخ اشرف الدين تارمى بود . آن بزرگوار در علو مراتب به پايهء كمال رسيده بود . زمانى كه حضرت شيخ صفى الدين به تبريز آمد در زاويهء شيخ شرف الدين اربعينى برآوردند . نجم الدين با وجود طفوليت بالطبع با شيخ الاستاد و پدر بزرگوارش در اعمال عبادات و رموز طاعات قدم بر قدم آن بزرگواران زده اربعين را بسر آورد . شيخ صفى الدين به شرف الدين فرمودند كه اين فرزند را گرامى دار ، زود باشد كه از نفس گرم خويش ، آتش به سوختگان عالم زند .
چون مولانا در علوم رسمى به كمال رسيد به خدمت شيخ صفى الدين - عليه الرحمة - رفته در تحصيل معارف و معانى ، جد بليغ فرمودند و از حسن متابعت به اعلى مرتبه شتافته استادش اذن ارشاد داده به تبريز برگردانيد . چون به خدمت پدر رسيد پدرش فرمودند چون شيخ صفى الدين دانسته كه من رفتنى هستم ترا فرستاد كه قائم مقام و ضامن عهد من باشى . چون پدر بزرگوارش درگذشت آن بزرگوار در زاويهء پدر از جهت ارشاد عباد ، عقد مجالس نصايح و مواعظ مىساخته و به احوال طوايف بنىآدم مىپرداخته .
گويند در سفر مكه در خدمت شيخ صدر الدين بن شيخ صفى الدين مىرفت . تا كوه منى هر دو باهم بودند . ناگاه شيخ اردبيلى بر پا ايستادند و به شيخ تارمى فرمودند كه آيا آنچه را من مىبينم تو هم مىبينى ؟ گفتند : بلى شما حضرت خضر را مىبينيد كه از طرف مشعر وارد بر ميان خلايق گرديده بلكه من او را ديروز در عرفات ملاقات نموده و فيض صحبت بردهام .
هامش
( 1 ) . مزار لازم الانوار قطب المحققين شيخ شرف الدين طارمى در مالامير اظهر من الشمس است ( روضة الاطهار ، ص 51 ) .
( 2 ) . روضات الجنان ، ص 223 ؛ روضة الاطهار ، ص 52 .