بنمايند كه كدام اسب از نواب كامياب است و هريك كه قبل از اين قرار يافته باشد كه از فلان و فلان امير باشد بگويند كه آن حكايت هرچند بدنما است اما لايق خواهد بود و بد نخواهد بود و به هر دستور كه مقدور باشد ملازمان ركاب ظفر انتساب را مسرور دارند و آنچه نهايت غمخوارگى و يكجهتى باشد به ظهور آورند و خاطر آن جماعت را كه از گردش روزگار ناهموار قدرى غبار دارند به دلدارى و غمخوارگى كه در اين نوع اوقات لايق و خوشنماست مسرور گردانند و اين دستور همه وقت منظور باشد تا به حضور ما رسند . بعد از آن آنچه لايق باشد از جانب ما معمول خواهد گشت . بعد از طعام ، متصرفات حلاوه و پالوده كه از قند و نبات طبخ نموده باشند و مرباهاى مطبوع و رشتهء خطائى خاصه « 1 » كه به گلاب و مشك و عنبر اشهب معطر باشند به مجلس برند و حاكم ولايت بعد از ميهمانى و خدمات مذكوره خاطر از ولايت آنجا جمع نموده تا به دار السلطنهء هرات بايد كه رفيق خدمت و ملازمت باشند و دقيقهاى از دقايق خدمت نامرعى نگذارند . و چون به دوازده فرسخى ولايت هرات رسند ، آن ايالتپناه يكى از آقايان اويماق « 2 » كاردان خود را در خدمت فرزند اعز ارشد ارجمند سعادتيار گذارد كه از شهر و خدمت آن فرزند خبردار باشد و باقى لشكر ظفر اثر از شهر و سرحدها از هزاره و نكدرى و غيره تا سىهزار نفر كه به شماره صحيح باشد ، از ملازمان كومكى آن ايالتپناه آن را همراه برداشته استقبال نمايد و چادر و سايبان و اسباب ضرورى از استر و شتر قطار همراه برداشته چنانچه اردوى آراسته بهنظر سعادت اثر آن پادشاه بحر و بر درآيد . و چون به ملازمت آن حضرت سرافراز گردد ، پيش از جميع حكايات ، اول از جانب ما دعاى بسيار برساند و در همان روز كه به ملازمت ممتاز گشته به ترتيب و قاعدهء لشكر پردازد و نزول نمايد و آن ايالتپناه به خدمت ايستاده رخصت ميهمانى طلبيده سه روز در آن منزل مقام كند و جميع لشكريان ايشان را خلعت فاخره
هامش
( 1 ) - شايد همان شيرينى رنگارنگى باشد كه ما بدان رشتهبرشته مىگوئيم .
( 2 ) - اويماق به معناى طايفه ، دودمان .