داخل نمايند و هر روز پانصد طبق ديوانى طعام « 8 » با اشربه مقرر دارد كه مىكشيده باشند . و امارتپناه قزاق سلطان و امارت مآبى جعفر سلطان « 9 » با پانصد نفر و فرزندان و اقوام خود را با هزار كس ، بعد از سه روز كه آن پانصد نفر رفته باشند ، به استقبال فرستد و در آن سه روز اميران و لشكريان مذكور را رنگبهرنگ در نظر آورد ، و اسبان تازىنژاد مقرر دارد كه به ملازمان خود بدهند كه هيچ زينت سپاهى را بهتر از اسب خوب نيست و سراپاى آن هزار كس را نيز رنگين و پاكيزه ساخته باشند .
و چنين قرار دهند كه چون اين امرا به خدمت آن حضرت رسند زمين خدمت و عزت به لب ادب ببوسند و يكيك خدمت نمايند و ملحوظ دارد كه در سر سوارى و غيره ناگاه ميانهء ملازمان امرا و ملازمان آن حضرت گفتگوئى واقع نشود و به هيچوجه از وجوه آزردگى به نوكران پادشاه نرسد . و در وقت سوارى و كوچ لشكر ، امرا از دوردور فوجفوج خدمت كنند و نوبت كشيك هريك از امراء مذكور كه باشد در نزديكىهاى محلى كه به دولت قرار گرفته باشد تردد ننمايند و دگنك خدمت در دست گرفته به نوعى كه در خدمت پادشاه خود كسى خدمت نمايد خدمت كنند و آنچه نهايت ملاحظه باشد منظور داشته به عمل آورند و به هر ولايت كه برسند همين فرمان را به والى آن ديار نموده مقرر دارند كه آن امير خدمت نمايد و ميهمانى بدين دستور به ظهور آورد كه مجموع طعام و حلاوه و اشربه كمتر از يكهزار و پانصد طبق نباشد . و خدمت ملازمت آن سلطنتپناه تا مشهد مقدس مزكى معلى تعلق به آن ايالتپناه دارد و چون امراى مذكور به ملازمت برسند ، هر روز يكهزار و دويست طبق طعام ديوان كه لايق خوان پادشاهانه باشد در مجلس گرامى آن پادشاه عالى اقتدار كشيده شود . هريك از امراى مذكور ، در روز ميهمانى خود ، نه رأس اسب پيشكش نمايد كه سه اسب خاصهء آن حضرت باشد و ديگرى به امير معظم محمد بيرام خان بهادر داده شود و پنج ديگر به امراى مخصوص به هركس كه لايق باشد و نه اسب را تماما از نظر خجسته اثر بگذرانند و ديگر
هامش
( 8 ) - نسخه : طعام الوان .
( 9 ) - قزاق سلطان پسر ارشد شرف الدين محمد اوغلى تكلوست كه پس از مرگ پدر حكمران خراسان شد و بر طهماسب عصيان ورزيد ، ولى دستگير شد و درگذشت . جعفر سلطان هم برادر او بود .