[ ادامه اماكن جغرافيايى ]
حرف الثاء
ثاويه :
اعمالى است از ساحليات كه تا جزيرهء قيس رود از توابع كيش باشد و با گرمسير زمين كرمان پيوسته است .
ثرثور :
نام دو رودخانه است كه آنها را ثرثور كوچك و بزرگ مىخوانند و در خاك اران و ارمنستان مىباشد . بلاذرى در كتاب فتوح البلدان گويد :
سلمان بن ربيعهء باهلى از جانب عثمان مأمور به اران شد و شهر بيلقان را بهطور صلح فتح كرد . به اين معنى كه جان و مال اهالى در امان باشد و ديوار بلد نيز از صدمهء هدم محفوظ ماند به شرط اينكه اهل بلد جزيه دهند و خراج گزارند . بعد از آن سلمان به بردعه آمد و در ثرثور اردو زد . و ثرثور نهرى است كه مسافت آن تا شهر بردعه كمتر از يك فرسخ است . اهالى بردعه دروازههاى شهر را بستند و لشكر اسلام را راه ندادند . مسلمانان نيز راه بر آنها مسدود و كار را سخت كردند و قراى آنها را غارت نمودند . و برحسب اتفاق وقتى بود كه زراعتهاى خود را درو كرده بودند . اهل شهر به ستوه آمده لابد با سلمان به وضع اهالى بيلقان صلح كردند و دروازهها را گشودند .
مؤلف گويد رودخانه ثرثور حالا به ترتر معروف است و از شعباتى است كه داخل رود كر مىشود و سرچشمهء آن در كوه دره قوزى است و مصب آن به رود كر در حوالى پراز مىباشد و طرز جريان بدين وضع است : ابتدا از جنوب به شمال قدرى بعد از مشرق به مغرب ، بعد در حوالى بردعه از مغرب به شمال در نزديكى پراز مجددا از مغرب به مشرق جارى و داخل رودخانهء كر مىشود .
و از غرايب وقايع متعلقه به سلمان بن ربيعهء باهلى كه در اغلب كتب سير مسطور است اين است كه بعد از فتح بيلقان و بردعه ، لشكر اسلام به سردارى سلمان بلاد و نواحى آن صفحات را مسخر مىنمودند و سركردگان و