اين استاد اشعارى را كه خود مبتكر مضامين آن است انتخاب كنند خود آن منتخب ، ديوانى است كه نظير آن در وجود تالى عنقا و ناپيدا است .
نمونه را بدين چند بيت اقتصار مىنمائيم و هى هذه :
تو را در ديدهء من جاست گفتم * كه جوى است و تو سروى راست گفتم
رباعى
اى روى تو همچو مشك و زلف تو چو خون * مىگويم و مىآيمش از عهده برون
مشك است ولى نرفته در نافه هنوز * خون است ولى نامده از نافه برون
ايضا رباعى
وقت است كه باز بلبل آشوب كند * فراش چمن ز باد جاروب كند
گل پيرهن دريدهء خونآلود * از دست رخ تو بر سر چوب كند
وله
مهابت تو اگر بانگ بر زمانه زند * قطار هفته و ايام بگسلند مهار
چارباغ طهران :
اين چارباغ در محلى بوده كه حالا ارگ سلطنتى و عمارات ديوانى است . بناى آن را شاه عباس ماضى نموده و ما در جلد اول كتاب مرآة البلدان ناصرى در ضمن لغت تهران در طى حالات شاه سلطان حسين آن را نگاشتهايم .
چارباغ گروس :
باغى است در سمت جنوب قصبهء بيجار واقع و به واسطهء خيابانهاى طويل عريض منقسم به چهار قسمت شده و به همين جهت موسوم به اين اسم