شكى از آن نواحى استمداد مىكردند در اين تاريخ در چند موضع ضبط است . در تاريخ قفقاز نيز در مواضع عديده اسم جار و جاروتله ذكر شده و در تاريخ عبد اللطيف افندى بالصراحة مسطور است كه در سنهء هزار و دويست و ده هجرى آقا محمد شاه قاجار كه بر قراباغ استيلا يافت ابراهيم - خان و اولاد او فرارا به ولايت جار پناه بردند .
از قرار نقشهاى كه آرووسميت انگليسى در سنهء هزار و هشتصد و بيست و هشت مسيحى كشيده است ، ايالت جار فى ما بين گرجستان و داغستان و شكى و بيلقان واقع است . از سمت شمال محدود به ايالت بيلقان مىباشد كه ايالت مزبوره متصل به داغستان عليا است . از سمت شمال و مغرب وصل به ايالت كاخت است و رود الزان فى ما بين اين دو ايالت فاصله مىباشد . از سمت مغرب محدود به رود الزان است كه اين رود حايل ميانهء جار و گرجستان است . از سمت جنوب نيز به واسطهء رود الزان با گرجستان مجاورت دارد و از جانب جنوب و شرق محدود به ولايت شكى و از طرف مشرق محدود به جبال اللهآباد است كه اين جبال فاصله فى ما بين جار و داغستان سفلى است . سمت شكى و طرف گرجستان جار دشت و سمت بيلقان آن جلگه و سمت داغستان اين ايالت كوه است . پايتخت جار در تنگهء كوه واقع است .
قراى اين ايالت عبارت است از شردائى ، ماسخى ، الى كاكالو ، مكايلف ، باشخرنسگو ، قلعه ، شردالف ، پادارى ، قراقاميش ، الالو ، موزابرن ، جنوغائى ، كفمفكى .
رودخانههاى آن عبارت است از : رود الزان كه رودخانه و شط عظيمى است كه از شمال كاخت جارى شده از جار و شكى و گرجستان و قراباغ گذشته داخل بحر خزر مىشود ، رود دندالى ، رود زگرتلو .
خلاصهء وقايع تاريخى متعلق به جار از قرار ذيل مىباشد :
بعد از مقدمهء چالدران و شكست فاحش شاه اسماعيل صفوى از سلطان سليم خان عثمانى در سنهء هزار و بيست هجرى ، فرهاد پاشا به جنگ علاء - الدولهء ذو القدر كه به راه غرور مىرفت و از احدى تمكين نمىنمود مأمور شد . علاء الدوله مقتول و طايفهء ذو القدر فرارى شده جمعى از آن طايفه
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 1898
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص١٨٩٨