كيل هاشان :
آن نيز به اختلاف مىباشد . جريب ده قفيز و شش كف مىباشد و جريب اردستان هفده من است و جريب يهوديه سيزده من به وزن اردستان مىباشد .
و سنگشان خراسانى است و سنگ رى در هر صد مثقال يك درهم و ربع زياد مىشود و سنگ طبرستان بر سنگهاى ساير بلاد ترجيح دارد .
و اهل رى اسامى خود را تغيير مىدهند چنانكه على و حسن و احمد را علكا و حسنكا و حمكا مىگويند و همدانىها احمدلا و محمدلا و عيشلا تلفظ مىنمايند و اهل ساوه ابو العباسان و حسنان و جعفران تكلم مىكنند و اغلب كنيهء اهل قم ابو جعفر است و كنيهء بيشتر از اهل اصفهان ابو مسلم و اهل قزوين ابو الحسين و السنهء آنها مختلف است . در رى « را » استعمال نموده مىگويند « راده » و « راكن » « 15 » و اهل همدان مىگويند و اتم و اتوا ، و بيشتر استعمال اهل قزوين قاف است و اكثر ايشان « جيد » را « نج » « 16 » مىگويند . و زبان اهل اصفهان وحشى است و در كلامشان مد است « 17 » و در زبان اعاجم [ قريب الماخذتر و قريب المخرجتر ] « 18 » از زبان اهل رى نيست و رنگ روى اهل رى نيز بهتر از رنگ مردم بلاد ديگر است يعنى سايرين سياهچردهاند .
و در اين اقليم جبال شاهقه و تلال شامخه مىباشد مثل بيستون كه كوهى است بلند و رفيع و املس و ممكن نيست ارتقا و صعود به قلهء آن .
و در آن غارى است و در غار ، چشمهء آبى است جارى . و كوه ديگر كوه دماوند است كه فى الحقيقة نهايت رفعت و مناعت را دارد و از پنجاه فرسخ مسافت ديده مىشود . و از اهالى دماوند شنيدم كه مىگفتند احدى بالاى كوه دماوند نرفته است . ديگر جبال خرميه مىباشد كه رفيع و منيع است
هامش
( 15 ) - بهجاى « ده » و « كن » .
( 16 ) - شايد : نيك .
( 17 ) - ترجمهء احسن التقاسيم : كششى بىجا دارد .
( 18 ) - ايضا : شيواتر .