سواد لوح مسجد جامع طرف يسار
« 1 » چون مدت زمانى بود كه ساحت دارالسلطنهء قزوين به فر قدوم ميمنت لزوم نواب كامياب شاهزادهء والاگهر نامدار و صاحب بلند اختر عالىمقدار علينقى ميرزا « 2 » غيرت بهشت برين گشته سحاب عطوفت و آفتاب مرحمتش در شهر و بلوكات ريزان و تابان است هريك از اهل اين بلد ، از نيكوبد ، به مقتضاى قابليت فطرى كه در جبلت ايشان كمون داشت ، از فيض تربيت مباركشان رموز خدمت آموختند و كنوز قدمت اندوختند مصدر خدمات لايقه و مرجوع گفتههاى شايقه شدند و بين الامثال سابق گشتند ، به مكافات و تلافى خدمات چندين ساله مورد و مستحق رفاهيت گرديده ، بنا بر عدلوداد نواب و الا و صاحب نيكونهاد رأى مبارك و ميل اشرف مايل به ظهور آسايش خلق و به استحصال دعاى خير به جهت دوام و بقاى عمر و دولت جاويد مدت همايون پادشاه جمجاه ظل الله روحى و من يروح فداه توفيق جسته مقصود و مطلوب چنان بود كه درخت هرگونه مفاسد كه سايهء آن باعث توحش و تزلزل عباد است برافكنده و بن و بيخ آن به نيروى بازوى همت رفيعشان بركنده شده نام نيكشان به يادگار ماند . چنانكه بعد از نهضت نواب و الا به سمت خراسان - كه حسب الامر قبلهء عالم و عالميان قامت اعتبار ما به طراز فرمانفرمائى و حكمرانى اين ولايت مطرز و نظم و مهمات اين صفحات به نيابت برادر والاگهر به كف و كفايت كفالت ما مرجوع آمد - ما نيز تأسى به كردار و رفتار صاحب نامدار فرموديم « 3 » و حسب الامر نواب معظم اليه در مقام استرفاه اهل اين بلد از نيك و بد آمده عموم سكنهء محلات مزبوره را از هرگونه تحميلات ديوانى كه از روى بنيچه در عهد قديم مخترع بود از
هامش
( 1 ) - اعتماد السلطنه قسمت اول اين لوح را كه يك سطر مقدمه و هفت سطر شعر بوده نياورده است . رجوع شود به مينودر صفحات 500 - 501 .
( 2 ) - علينقى ميرزا ملقب به ركن الدوله پسر هشتم فتحعلى شاه كه از 16 سالگى حاكم قزوين بود و برادرش امام ويردى ميرزا به نيابت از وى در قزوين به سر مىبرد .
( 3 ) - علينقى ميرزا در سال 1238 به جاى حسنعلى ميرزا شجاع السلطنه مأمور حكومت خراسان شد . اما از عهده برنيامد و بار ديگر به حكومت قزوين بازگشت و يك سال بيشتر مأموريت او طول نكشيد .