تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 2017

مساهمون:

ص٢٠١٧

جامع شيراز :

سه مسجد در شهر شيراز است كه مسلما از جوامع محسوب مىشود : يكى جامع عتيق است مشهور به مسجد جمعه و شعر شيخ سعدى عليه الرحمة كه گويد :
تا نشنوى ز مسجد آدينه بانگ صبح * يا از در سراى اتابك غريو كوس
اشاره به اين مسجد است . قاضى ناصر الدين بيضاوى در تاريخ موسوم به نظام التواريخ مىنويسد بانى مسجد جمعهء شيراز عمرو ليث صفارى است و چون بنياد اين مسجد نهاد امر كرد چوبهاى سخت قوى تحصيل و آماده نمايند كه هنگام ضرورت به مصرف رسانند . بعد از تفحص معلوم كردند كه در بلوك سروستان فارس ، زنى را بوستانى است كه درختهاى محكم سخت قابل دارد . جمعى مأمور خريدن آن اشجار شدند و چون بدان ساحت رفته با آن زن ملاقات نمودند گفت به قدر ما يحتاج از اين بستان چوب قطع كنيد . بعدها قيمت را معلوم خواهيم كرد . چون آنچه خواستند از آن اشجار بريدند گفت حمل به شيراز كنيد تعيين قيمت دير نخواهد شد . چون به شيراز بردند و موقع به كار بردن آنها دررسيد درصدد معلوم كردن قيمت برآمدند . باز آن زن صالحه تعلل كرده گفت به مصرف رسانيد ، بعد قيمت را مشخص مىكنيم . تمام سقف مسجد را از آن چوبها پوشانيدند . همين‌كه چوبها به مصرف رسيد ، آن زن خيرانديش گفت مرا احتياجى به وجه قيمت اين چوبها نيست و در راه خدا داده‌ام . اين مطلب را به عمروليث گفتند متغير شده آن زن را طلبيد و گفت يا قيمت چوبهاى خود را بستان يا حكم مىكنم آنها را از محلى كه به كار رفته بيرون آورند و به سروستان حمل نموده به تو رد كنند . آن موقنه گفت اى امير شما اين مسجد را براى كه ساخته‌ايد ؟ گفت از براى خدا و ثواب روز جزا . آن زن گفت من نيز طالب رضاى خدا و ثواب آخرت مىباشم شما چرا منع اين فيض از من مىنمائيد ؟ عمروليث بسيار متأثر شده بگريست و او را از اخذ ثمن معاف داشت . بالجمله اين جامع مسجدى است وسيع مشتمل بر عمارات و معابد بسيار . در ميان صحن مسجد عمارتى مربع بديع و رفيع دو طبقه بوده با صنايع عاليهء حجارى و بنائى و كتيبه‌هاى ممتاز و به واسطهء تصاريف زمان