تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 2014

مساهمون:

ص٢٠١٤
نروژ « 1 » به سمت سفارت به جهت معاملهء ابريشم به دربار شاه عباس ثانى آمده از سلطانيه عبور كرده حالت مسجد جامع سلطانيه را نوشته و صورت آن از قرار ذيل است : « از سه در به اين مسجد داخل مىشوند كه خود درها از جواهر و نفايس عالم محسوب مىشود . زيرا كه مثل درهاى كليساهاى ما از چودن يا آهن نيست . بلكه از فولاد جوهرى بسيار ممتاز است . در بزرگ كه رو به ميدان است ميان اهالى چنين معروف است كه اگر صد نفر به قوت بخواهند آن را بگشايند باز نمىشود ليكن اگر طفلى اين عبارت را بگويد ( به عشق على باز شو ) به يك جزئى اشاره باز مىشود . در جنب مسجد به واسطهء يك پنجرهء متين مطلائى كه فاصله شده مقبرهء سلطان محمد مغول ديده مىشود و قرآنهاى متعدد در اين مقبره هست كه با قلمهاى بسيار جلى كه سر قلم به عرض دو انگشت بوده نوشته شده . اين سه در و پنجره از جميع اشيائى كه ما در ايران ديده‌ايم ممتازتر و نفيس‌تر است و طورى آلات اين پنجره را به هم وصل نموده‌اند كه يك‌پارچه به‌نظر مىآيد . مدت هفت سال صنعتكارهاى متعدد قابل روى اين سه در و پنجره كار كرده‌اند » .

جامع سمنان :

گويند در زمان خلافت حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام آن حضرت امر فرمودند كه از كوفه تا بخارا هزار و يك مسجد بنا كنند . در حكومت عبد الله بن عمر اعيان سمنان مسجد حاليهء اين بلد را ساختند . ولى اين بنا را چندان عظمتى نبود . بعدها به دفعات اشخاص عديده بر بناى اول افزودند و هركس چيزى علاوه و ملحق نمود . مثلا گنبد غربى و شبستان شمالى را با منار خواجه‌وند خواجه ابو سعيد سمنانى و خواجه نظام الدين در عهد سلطنت سنجر سلجوقى ساختند و شبستان جنوبى را شيخ ركن الدين علاء الدوله سمنانى در زمان وزارت ارغون خان بنا نمود و چون خرابى به هم رسانيده بود ، در زمان خاقان خلدآشيان فتحعلى شاه طاب الله ثراه ذو الفقار خان سمنانى به تجديد آن پرداخت . مسجد شرقى را خواجه
هامش
( 1 ) - آدام اولئاريوس به عنوان منشى هيئت تجارى دوك هولشتاين در زمان شاه صفى به ايران آمد . وى علاوه بر سفرنامه گرانبهائى كه نوشته كتاب گلستان را به آلمانى ترجمه كرده و اين ترجمهء آلمانى براى بار نخست در سال 1654 در اروپا انتشار يافته است .