تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 1961

مساهمون:

ص١٩٦١

معارف جاسب

يكى از معارف جاسب كه در طريق عرفان و سبيل سلوك و ايقان مشار اليه مىباشد مرحوم آقا سيد حسن ملقب به شاه صاحب بوده و در قريهء هزارجان متولد شده و چون طفل مىبود كه والد او بدرود زندگانى نمود و والده از عهدهء كفالت معاش ايشان برنيامده به ترك وطن مألوف و اقارب گفته چندى در كرمانشاهان اقامت كردند و نهايت به عسرت مىگذرانيدند . تا از كرمانشاهان عازم كربلاى معلى شده از آن عتبات عرش درجات كسب فيض نموده از آنجا روانهء هندوستان گرديدند و در اين مملكت مشغول رياضات شاقه و سير و سلوك شده و استدراك مقامات عاليه نموده سلاطين هند اعتقادى كامل به آن جناب به هم رسانيده شعراى آن ديار قصايد در مدح ايشان نظم كرده صلات وافره يافته‌اند . پس از مراجعت ، ارمغانيهاى مرغوب براى پيشكشى و اهداى حضور شهريار ماضى محمد شاه غازى طاب الله ثراه به محفل مينو مشاكل پادشاهى عرض دادند كه از جمله جواهر قيمتى و مرغهاى سخنگوى بود و از جانب كثير المواهب آن شهريار كريم انار الله برهانه چهل تومان نقد و چهل خروار جنس بدون كسر و عشر از بابت ماليات جاسب در حق آن جناب مستمر و برقرار شد . ولى نفس طاهرهء مزكى ايشان اين مستمرى را همه‌ساله در عوض ماليات فقرا و مساكين جاسب مىدادند و چيزى از آن به مصارف خود نمىرسانيدند و با آن كه در جاسب سالى زياده از يك‌صد تومان مداخل ملكى نداشتند اصلا از كسى قبول تعارف و هديه و نيازى نمىنمودند و هميشه خانقاه و منزل ايشان محل نزول و وفور و هرگز خالى از ميهمان نبود و خود پيوسته قائم الليل و دايم الذكر با توكل موسع و مرفه مىگذرانيدند و در اوان روضه‌خوانى و ايام عاشورا كه اهالى قراى سبعه و ساير دهات آن حدود به روضه‌خوانى ايشان مىآمدند همه را شام و ناهار « 1 » مىدادند . الآن اولاد آن جناب سه نفراند كه در همان قريه منزل دارند و از آنها بهترى در جاسب نيست . بزرگتر و ارشد آنها ميرزا مظفر است كه داراى مكارم اخلاق و علوم ادبيه مىباشد و دو برادر ديگر ميرزا ابو القاسم و ميرزا محمد على هستند
هامش
( 1 ) - متن : نهار .