حاصل آن غوره مىماند و نمىرسد كه انگور شيرين بشود . اهالى اين قريه اغلب ساداتند . بيست خانوار در اين دهكده سكنى دارند و تعداد نفوس آنها تقريبا يا تحقيقا صد و پانزده نفر مىباشد .
رز :
نيز از قراى سبعهء جاسب است . هواى آن ييلاق و اراضى آن رشوه - خوار و زراعت سكنه با بيل است . حاصل شتوى اين قريه گندم و جو مىباشد . زراعت اهالى از دو رشته قنات مشروب مىشود . اين دو رشته قنات در بهار آب زيادى دارد ولى در تابستان و پائيز كمآب مىشود .
اشجار باغات اين قريه گردو و بادام و ساير درختهاى ييلاقى است . سكنهء اينجا رعيتپيشه و كاسب حلوائى هستند . كسى كه معروف و اهل رزم و بزم باشد در اين دهكده نيست . نسبت به ساير قراى جاسب اين قريه كم آبتر است . املاكشان نيز سنگستان است . كوهسار سخت دارد و به همين جهت ديمكارى در اينجا ممكن نيست . حمام و مسجدى در اينجا هست عدهء خانوار اينجا به سى مىرسد و تعداد نفوس سكنه كه در اين دهكده سكنى دارند صد و پنجاه نفر مىباشد .
دسقونقان :
اين قريه نيز يكى از قراى سبعهء جاسب مىباشد . اراضى اينجا در فصل بهار از آب رودخانه مشروب مىشود و چون تابستان رسيد مدار شرب آن اراضى بر قناتى است كه زياده از هيجده چاه و پشته ندارد .
زمينهاى اين دهكده رشوهخوار است و با بيل زراعت مىنمايند . حاصل شتوى اهالى فقط گندم و جو مىباشد و صيفىكارى بههيچوجه ندارند . اشجار باغات اين قريه گردو و بادام و قليلى فندق است . ميوهء بهارهء ييلاقى هم دارد . انگور كمى نيز در اينجا به عمل مىآيد . هواى اين محل خوب و سازگار و قريب به اعتدال است . اشخاص و مردم معمر كهنسال در اين دهكده بسيار ديده مىشده و مىشود . از جمله سيدى بود مير عبد الباقى نام كه در سنهء هزار و دويست و هشتاد و دو يكصد و چهارده سال عمر داشت و با اين كبرسن و زيادى عمر مردى بود نهايت بشاش و خندهرو و با قواى درست غيرمنحول . نه اصلا محتاج به عصا شده نه در قوهء باصرهء او قصور و فتورى پديد آمده به خوبى مىديد و مىشنيد . دندانهاى او نيز استحكامى