بدين ساحت شتافته پس از ساعتى قتال ، افاغنه را شكست داده و فراريان را تعاقب كرده بسيارى از هزيمتيافتگان از بيم جان خود را به خندق انداختند . زن و فرزند شاهزاده محمد يوسف كه تا اين اوان به مشهد مقدس بودند پناه به حرم رضوى شرفها الله تعالى برده بستى شدند و ميرزا - محمد حسين عضد الملك متولىباشى مستحفظ گماشت كه از آن محل فرار نكنند . چون شاهزاده محمد يوسف كار را سخت ديد به نواب و الا پيامى عرضه كرده كه من پروردهء نعمت اولياى دولت عليهء ايرانم و از زلتى كه رفته پشيمان و بر آنم كه شاهزاده محمد رضا را با وجوه اعاظم هرات بهرسم گروى به اردوى و الا فرستم . استدعا آن كه اين لشكر از كنار هرات به غوريان حركت نمايد و ترك محاصره كند تا خود از قفاى اردو به حضور و الا تشرف جويم و به دارالخلافه روم . امر امر اعليحضرت شاهنشاه ايران است .
روز سيزدهم شعبان شاهزاده محمد رضا با گروهى انبوه از بزرگان هرات بيرون آمده دو عراده توپ كه يكى را هنگام محاصرهء هرات از لشكر شهريار مبرور ماضى طاب الله ثراه هرويان برده بودند و ديگرى را نواب و الا حشمة الدوله به ظهير الدوله يار محمدخان داده بودند با بيرقى كه دراين ايام از بيرقدار نيشابورى گرفته بودند انفاذ داشته و روانهء اردوى و الا شدند و در باب استدعاى شاهزاده محمد يوسف الحاح نمودند .
نواب و الا را كه غرضى دراين باب جز حفظ مصالح دولت عليه نبود آن مسئول را قبول و اردو را حركت داده هفت فرسنگ بازپس آمده در چمن شاه ده قرار گرفتند . اما شاهزاده محمديوسف غدر كرده بود و به وعده وفا ننمود و مجددا به تهيهء كارزار و حصانت دادن به حصار كوشيد .
دراين وقت سردار مجيد خان داماد عيسى خان سرتيپ ملتزم خدمت و الا بود . كس به هرات فرستاد و بر حسب امر و الا ، از عيسى خان تقديم اين خدمت بخواست . وى معروض داشت كه اگر اردوى و الا به غوريان بازپس رود ، من شاهزاده محمد يوسف و برادرزادهء او شاهزاده محسن و ساير مفسدين را بند نهاده به لشكرگاه فرستم كه با اعيان هرات به رسم گروى در دارالخلافه بمانند . لهذا نواب و الا به دو فرسنگى غوريان نزول كردند و منتظر وفاى وعدهء سرتيپ عيسى خان بودند . از آن طرف شاهزاده محمد يوسف استشمام رايحهء مطلب سرتيپ عيسى خان كرده با حاجى
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 1268
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص١٢٦٨