روز پنجشنبه نوزدهم ذيحجه شاهزاده محمد يوسف و شاهزاده - محمد رضا و حاجى غلام خان افغان را به همراهى بهادر خان جامى و جمعى سوار نواب و الا به مشهد مقدس فرستادند و هرات دربند محاصره بود و امير عباس خان هراتى كه قبول خدمت اين دولت ابدآيت كرده بود مساعى جميله در گرفتن هرات به ظهور مىرسانيد و نايرهء جدال اشتعال داشت و ميرزا احمد مهندس كه از تربيتيافتگان مدرسهء دارالفنون و بدانجا مأمور بود به واسطهء خدماتى كه از او به ظهور رسيد منصب سرهنگى يافت .
آخرالامر سرتيپ عيسى خان دست خود را از دامن چاره دور ديد و دانست كه عساكر منصوره به قهر و غلبه شهر را مسخر خواهند نمود ، لابد عريضه خدمت نواب و الا حسام السلطنه نوشته اظهار انقياد نمود . چون اين بار بر خلاف سابق راستى سخن او آشكار بود گوش به مطالب او دادند و ايلخانى به هرات رفته پس از مفاوضات ، سرتيپ عيسى خان را مطمئن نموده روز شنبه بيستوپنجم صفر سرتيپ عيسى خان و عبد الله خان جمشيدى و بيگلربيگى و فتح الله خان فيروزكوهى به مرافقت سام خان - ايلخانى روانهء اردوى و الا شدند و نواب و الا امر به پذيرائى ايشان نمود .
چون سرتيپ عيسى خان شرفيابى حاصل كرد نوشتجاتى كه امير دوستمحمد خان در باب نگاهدارى هرات به او نوشته بود بهنظر و الا رسانيد و سپرد و مورد اشفاق شايسته گرديد . روز ديگر خوانين هرات از قبيل محمد خان و خان محمد خان و امان نياز تركمان و ساير اعيان و اشراف به خدمت نواب و الا پيوستند و كمر اطاعت بستند .
روز جمعه غرهء ربيع الاول سنهء هزار و دويست و هفتادوسه دو ساعت به غروب آفتاب مانده نواب و الا حسام السلطنه و قوام الدوله و سران لشكر و چهار فوج افشار و مراغه و قزوين و خوى و ششصد سوار از دروازهء قندهار داخل شهر هرات شدند و در ارگ قرار گرفتند و بزرگان و اعاظم هرات را بنواختند و به عواطف اعليحضرت شاهنشاهى مستظهر نمودند . و سام خان ايلخانى و حسين خان يوزباشى به جامع هرات درآمده خطيب به منبر صعود كرد و خطبه به نام همايون خواند و حضار به دعا و ثنا پرداختند . روز ديگر نواب و الا به عمارت موسوم به چهارباغ كه در ميان شهر است آمده بر مسند ايالت نشستند و اهالى هرات هريك در خدمت ايشان به مقام خود قيام نمودند و خطبه به نام
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 1270
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص١٢٧٠