ظهير الدوله را نيز با مادر پيرى بىگناه به قتل آورد و چندان نگذشت كه امير دوست محمد خان امير كابل قصد قندهار نموده آن را تصاحب كرد و به تسخير فراه و سبزار كس فرستاده خاطر در فتح هرات بست . شاهزاده محمد يوسف متوحش شده عريضه به دارالخلافه عرض كرده مستدعى اعانت شد . مخصوصا سام خان ايلخانى را بخواست و استدعاى او قبول شده و سام خان با هزار سوار و پانصد شمخالچى روانهء هرات گشت و مقرر شد كه اگر لشكر كابل رو به هرات نهد باز از قشون ظفرنمون به سردارى والى خراسان به امداد بدان صوب شتابند و مدافعه نمايند .
امير دوست محمد خان كه خبر ورود سام خان را شنيد و دانست عساكر منصوره آهنگ هرات نمودهاند دانست كه دراين صورت كارى از پيش او نخواهد رفت . لهذا خيال و تدابير انديشيد و بعضى افاغنه را به وعد و وعيد مستمال نمود و اعاظم آنها را با سام خان ايلخانى بددل كرد و او را از نزول به ارگ هرات عذر خواسته به باغ شاه منزل دادند و در آنجا نيز به توقف رضا نداده به قلعهء ملك كه در دو فرسنگى شهر هرات است روانهاش نمودند . چون بدانجا رفت جمعى را به قتلش گماشتند و به خارج شدن از خاك هرات مجبورش كردند و اظهار عدم احتياج به معاونت اين دولت نمودند . چون سام خان ايلخانى به شكيبان در رسيد ، عريضه به نواب و الا حسام السلطنه فرمانفرماى خراسان نوشته كه افاغنه در راه و بيراه قصد قتل من دارند . اگر ممكن باشد مرا از اين گروه برهانيد .
نواب معظم اليه پاشا خان سرتيپ را با جمعى سوار به ايلغار روانهء شكيبان نمودند و سام خان را با همراهان او مستخلص ساخته ولى در غوريان باز جمعى بر سر راه ايلخانى و پاشاخان آمدند و بناى مجادله گذاشتند و اين خبر به نواب و الا حسام السلطنه كه در جام بودند رسيد . با جمعيتى كه همراه داشتند عزيمت آن صوب نمودند .
مقارن اين حال ، عريضهاى از سردار على خان سيستانى از سه كوهه رسيد كه امير دوستمحمد خان يكى از فرزندان خود را به تسخير و غارت سيستان فرستاده . اين حركات امير دوستمحمد خان كه قبل از اين دايم عرايض و هدايا را به دربار معدلتمدار مىفرستاد اولياى دولت را مايهء حيرت شده نيز حركت افاغنه در هرات سبب شد كه امناى دولت جاويد شوكت حكم فرمودند كه نواب و الا حسام السلطنه والى خراسان دفع اين
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 1265
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص١٢٦٥