فاضل ايناق و محمد امين ايناق بود . نادرشاه در سنهء هزار و يك صد و پنجاه « 2 » عزيمت آن طرف نموده خان خوارزم را كشته محمد طاهر خان پسر ولى محمد خان ازبك را حاكم كرد . بعد از نادرشاه ، در سنهء هزار و دويست و يازده ، سردار ايلتذر بن عوض اويناق بن محمد امين اويناق حاكم آنجا شد و هميشه افتخار آنها به خدمت و برگزيدگى سلاطين ايران بوده و بههمين واسطه چند سال بود كه اولاد سردار ايلتذر در حكومت آنجا متمكن بودند . چنانكه بعد از ايلتذر ، محمد رحيم خان بود . بعد پسرش اللهقلىخان بود . بعد از آن رحيمقلىخان كه در عهد خاقان خلدآشيان فتحعلى شاه طاب الله ثراه بود و در كمال خدمتگزارى و اطاعت و هرگز در عرض عرايض و ارسال رسل و انفاذ پيشكش تسامح و فروگذاشتى نداشت .
بعد از رحيم قلى خان ، كه حكومت به برادرش محمد امين خان رسيد ، در زمان شاهنشاه مبرور ماضى انار الله برهانه اين دولت به وسايط چند اعتنايى به او نكرده او نيز فرصت يافته و غنيمت شمرده از خدمت دولت كناره گرفت ، سهل است پس از چندى به خيال تصرف مرو كه رعيت مخصوص اين دولت ابدآيت است افتاده و اسباب تسخير مرو را فراهم آورده هردو سه سال يك مرتبه به مرو مىآمد و از آنجا چيزى به اسم زكات مىگرفت و معاودت مىكرد و اولياى دولت و حكام خراسان اعتنائى نكرده او از اين بىاعتنايى جرى گرديد . تا دراين عهد فرخنده مهد در سنهء هزار و دويست و شصت و نه كه نواب و الا حسام السلطنه والى خراسان بودند محمد امين خان از خيوه براى اخذ زكات به مرو لشكر كشيد و نواب معظم اليه بر حسب امر همايون چند فوج از افواج قاهره را با توپخانه مأمور مرو نموده به حمايت مروى شكست فاحشى به او دادند و او بىنيل مقصود مخذول و منكوب معاودت كرد . قشون دولتى هم مدتى در مرو بود . اگرچه اولياى دولت عليه خيال مأموريت قشون براى تنبيه و انتظام آن حدود داشتند ليكن بهجهت قحط و غلاى شديدى كه در مرو بروز كرده بود و ذخيره و آذوقه به كلى ناياب ، قشون مزبور را از مرو معاودت داده و تنبيه محمد امين خان به عهدهء تعويق افتاد و منتهز فرصت بودند . دراين بين ، سودا بر سر محمد امين خان زده بيست هزار قشون اورگنجى و خيوقى جمع كرده در
هامش
( 2 ) - متن : هزار و يك صد و سه . اين تاريخ غلط است . نادرشاه در حين بازگشت از هند به نواحى بخارا و خيوه حمله برد .