آمده موجب وحشت چاكران شد و اين خبر در اكناف مملكت منتشر گشت .
فتنهجويان كه از پى فرصت بودند سر به فتنه برداشته پس از رفع علت از وجود مبارك ، احكام به تنبيه مفسدان صادر شد . الله قلى ميرزا بن - موسى خان بن مرحوم حسينقلى خان قاجار صبيه زادهء خاقان مغفور و ربيب « 1 » حاجى ميرزا آقاسى كه به توجهات حاجى مشاراليه ، ايلخانى ايل جليل قاجار شد و به مراتب عاليه رسيد ، در ايام بيمارى پادشاه ، چون از او نيز بعضى سخنان خام به سمع مبارك رسيد به ملاحظهء احترام حاجى او را به حكومت بروجرد كه تا آن زمان با شاهزاده ملك قاسم ميرزا بود فرستادند . محمود خان ولد محمد حسين خان ملك الشعراى كاشانى وزير او پس از چندى به خاكپاى همايون عرضه داشت كه ايلخانى ماليات بروجرد را تلف مىكند و با رعيت به سزا رفتار نمىكند . از حكومت آنجا معزول و حسب الامر روانهء عتبات عاليات شد .
هم در اين سال ، ميرزا حسن مستوفى الممالك به رحمت حق پيوست و اين منصب جليل به ميرزا محمد يوسف فرزند آن مرحوم تفويض شد .
هم در اين سال ، به امر همايون اعلى حضرت محمد شاه از رود كرج تا شهر تهران - كه هفت فرسنگ مسافت است - نهرى بزرگ با مخارج گزاف بهطرف شهر جارى كرده از بالاى باغ نگارستان گذرانيدند كه از دروازه شميران به شهر مىنشسته و بر سر نهر تيمنا جشنى ملوكانه گرفتند .
هم در اين سال مرض و با در دار الخلافه بروز و طغيان كرد . موكب پادشاهى به لواسان رفت و از شهر و مضافات ، كثيرى تلف شدند . از معارف ، اللهويردى بيك مهردار گرجى و قاسم خان صاحب جمع قزوينى و فتح الله خان ما فى و جمعى ديگر درگذشتند .
هم در اين ايام ، چون رحيم قلى خان خوارزمى درگذشته و محمد امين خان بن الله قلى خان بر مسند حكومت خوارزم نشسته بود ، حضرت پادشاهى به قاعدهء مقرره به تعزيت و تهنيت او ميرزا رضاى ميزان آقاسى را با يك قبضه شمشير مرصع مامور فرمودند .
هامش
( 1 ) - ربيب ( به فتح اول ) به معنى پسرى است كه زن از شوهر سابق خود به خانهء شوهر آورده باشد ( فرهنگ فارسى معين ) .