و تاز پرداخته ما بين اميرزادگان نيز خصومت انداختند . اين خبر كه به تهران رسيد ، اسماعيل ميرزا را كه سابق حاكم ترشيز بود - چنانكه ذكر شد - والى خراسان فرمودند . اسماعيل ميرزا كه به مشهد آمد ، چون عيال شجاع السلطنه در ارگ بودند ، اسماعيل ميرزا را گماشتگان اميرزادهها به ارگ راه نداده در خارج شهر فرود آمد . چون وجود اميرزادگان و اسماعيل ميرزا مانعة الجمع بود از دربار خاقانى ، حسين خان قاجار سردار قزوينى به سردارى خراسان مامور و اسماعيل ميرزا به دار الخلافه عود نمود .
در اواسط جمادى الاولى هزار و دويست و چهل و چهار ، حضرت صاحبقرانى به زيارت [ حضرت ] معصومهء قم و از آنجا به سلطانآباد عراق - كه از بلاد مستحدثهء آن عصر فرخنده بود و ذكر آن در جاى خود بيايد - تشريف بردند . سپهدار « 19 » حاكم عراق و بانى اين شهر شرايط خدمت بهجاى آورده حضرت خاقانى معاودت به تهران فرمودند .
هم در اين سال جنرال گربايدوف « 20 » از جانب دولت روس به سفارت و اقامت دار الخلافهء تهران مامور و حامل مصالحهنامهء دولتين و هداياى حضرت امپراطور نيكلاى پاولويچ « 21 » شده به دربار خاقانى آمد . اما ايلچى مزبور نظر به محاربهء دولتين و آن وقايع ، نخوتى به كمال داشت و بيش از حدود خود حركت مىكرد . از جمله آغا يعقوب ارمنى كه از خواجهسرايان حرم خاقانى و مبلغى خطير مال ديوان بر ذمهء او بود پناه به سفارتخانهء مزبوره برده طلب آزادى نمود و چون در معاهده نامهء دولتين مقرر شده بود اسراى قديم گرجستان را كه از عهد شاه شهيد به ايروان آورده بودند مسترد سازند ، آغا يعقوب گذشته از آزادى خود ، آنچه اسراى گرجستان اناثا و ذكورا از مسلمان و نصارى در دار الخلافه بودند به اطلاعى كه داشت همه را به اسم و رسم به وزيرمختار عرضه كرد و حال آنكه بسيارى از آنها مسلمان شده و در نكاح مسلمانان
هامش
( 19 ) - غلامحسين خان سپهدار پسر يوسف خان گرجى . اين يوسف خان به امر فتحعلى شاه شهر سلطانيه ( اراك فعلى ) را بنيان نهاد . پس از مرگ وى در 1240 پسرش غلامحسين خان لقب سپهدار يافت .
( 20 ) - در متن همهجا به صورت مغلوط « كرمايدوف » آمده .
( 21 ) -N . Pavlovitch