تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 891

مساهمون:

ص٨٩١
و صاحب اولاد بودند و استرداد آنها به قانون اسلام كارى صعب بود . وزير مختار به ارشاد آغا يعقوب يك‌يك را در خانهء هركس از وضيع و شريف بودند طوعا و كرها بيرون آورده به سفارتخانه آورد . دولت نظر به معاهدات و مدارا با سفير مذكور - كه مهمانى عزيز بود - از اين سوء رفتار به سكوت و مسامحه گذراند . اما ملت ، تحمل اين عنف نتوانستند نمود و به علما ملتجى شدند و آنها را به مؤاخذه برانگيختند . علما رسولى نزد وزيرمختار فرستاده بازخواست اين سوء سلوك نمودند . وزيرمختار جوابهاى نالايق گفته رسول را براند . علما در جامع تهران اجماع و حاجى ميرزا مسيح مجتهد را با خود متفق كرده عامهء اهل شهر نيز به ارادت علما دكانها را بسته دور علما جمع شدند . اول نيت خواص و علما از اين شورش ، تهديد وزيرمختار بود كه زنان مسلمانان را رد كند . اما بعد از هجوم عام ، كار از اختيار علما خارج و نيز هرقدر دولت مانع آمد مفيد نيفتاد و اسكات صد هزار نفر متعذر بود . بارى ، شورشيان سفارتخانه را كه بيرون ارگ و جنب قورخانه بود احاطه كرده اجزاء سفارتخانه كه قريب دويست نفر بودند ابواب سفارتخانه را بسته به بامها برآمده بناى تيراندازى گذاشتند . جوانى مسلمان مقتول و موجب غضب مسلمين شده آغا يعقوب به امر وزيرمختار از سفارتخانه بيرون آمده فورا او را كشتند و قريب هشتاد نفر مسلمان كشته و مردم ، به سفارتخانه داخل شده وزيرمختار را با سى و هفت نفر از اتباعش به قتل آوردند و سفارتخانه را خراب و هريك به طرفى فرار كردند و قاتل مخصوص به هيچ‌وجه معلوم نشد . ملسوف « 22 » نام - نايب اول سفارت - كه پناه به مسلمانى برده بود سالم مانده به حضور خاقان مشرف و كمال التفات را ديده معززا به مملكت روس عود كرد كه تقصير ايلچى را تصديق كند . پس از تحويل حمل و تقديم لوازم جشن نوروزى ، اميرزاده خسرو ميرزا فرزند نواب نايب السلطنه و محمد خان زنگنه امير نظام از طرف دولت عليهء ايران براى عذرخواهى خون سفير به سفارت روس مأمور شدند و كمال مهربانى و اعزاز را از اعلى حضرت امپراطورى ديده از دو كرور وجه مصالحه كه باقىمانده بود يك كرور را اعلى حضرت امپراطور به پاى رنج اميرزاده بخشيده و كرور ديگر را
هامش
( 22 ) -Melsof