فرمود . آقا محمد حسن پيشخدمت خاقانى ، اموال محمد ولى ميرزا را از عبد الرضا خان مسترد نمود و شجاع السلطنه عازم كرمان شد و كرمانيان خائف و متحصن شده به مدافعه پرداختند . بعد از دوازده روز گيرودار به تدبير ، شهر را گرفتند و اشرار ساكن شدند . اما بعد از چندى باز طغيان كردند و شجاع السلطنه امر به گرفتن و سياست ياغيان نمود و محمد قاسم خان دامغانى را به تدبير گرفتار و روانهء دار الخلافه داشتند و به امر خاقانى مكفوف البصر شد و شجاع السلطنه حكومت كرمان يافت و شاهزاده اسماعيل ميرزا « 17 » به پيشكارى ميرزا موسى رشتى به ولايت خراسان مامور شدند و عباسقلى خان ولد ظهير الدوله به شفاعت ملكآرا « 18 » معفو شد .
در رمضان هزار و دويست و چهل و سه ، آفتاب به برج حمل آمد و جشن نوروزى در دار الخلافه برپا شد . در اين سال عبد الله خان اصفهانى دوباره وزير استيفا و آصف الدوله كما فى السابق امير بار و پسرش حسن خان سالار بار و حاجب بزرگ دربار شد و نواب نايب السلطنه پس از طى مصالحه و نظم آذربايجان به دار الخلافه آمده مورد عواطف صاحبقرانى شده به خواهش جنرال بسقاويج مقرر شد نواب معظم براى تهنيت جلوس حضرت امپراطورى و خواهش رد لنكران و ايروان به پطرزبورغ روند و آصف الدوله را كه در منازعه با دولت روس مصر و در حفظ تبريز نيز مقصر بود ، حسب الامر نواب نايب السلطنه ، احضار و به دست خود سياست فرمود . و حضرت صاحبقران هنگام مرخصى نواب نايب السلطنه سريرى از طلاى ميناكارى با كمر خنجرى قيمتى و شمشير مرصع جهانگشا كه زياده از صد هزار تومان مىارزيد با نيم تاج پادشاهى و ساير تداركات اين سفر به نواب معظم مرحمت فرمودند و نواب نايب السلطنه از راه همدان عزم تبريز نمودند .
هم در اين سال ، هنگام آمدن شجاع السلطنه از خراسان به تهران ، حكومت خراسان و هريك از حدود را به اميرزادگان پسرهاى خود مفوض داشت و در غياب او بعضى خوانين خراسان آغاز سركشى نموده به تاخت
هامش
( 17 ) - اسماعيل ميرزا پسر هجدهم فتحعلى شاه متولد 14 رمضان 1217 از بطن زليخا خانم تركمان .
( 18 ) - محمد قلى ميرزا ملكآرا پسر فتحعلى شاه برادر بطنى ( مادرى ) ظهير الدوله بود و عموى ناتنى عباسقلى خان .