لشكر شاهزاده محمد ميرزا ابن نايب السلطنه كه مامور توقف آن محل بود شده اكثر مقتول و دستگير و مابقى اثقال خود را گذاشته فرار كردند و آخر شوال اين خبر به دار الخلافه رسيد .
سهشنبه هشتم ذيحجهء هزار و دويست و چهل و دو موكب خاقانى از تهران به عزم آذربايجان به سليمانيه رفت و در منزل ميانج خبر نصرت سارو اصلان رسيد . تفصيل اينكه قشون روس از اوچ كليسا عزم شبيخون به اردوى سارو اصلان نموده سارو اصلان خبر شده كمين كرده پيش از ورود آنها بر سر ايشان تاخته همه را منهزم ساخت و پانصد نيزه سر و فتحنامه در ميانج به اردوى خاقان رسيد و موكب صاحبقرانى به عزم تبريز حركت كرد . نيز خبر رسيد پانصد عراده آذوقهء سپاه روس در عرض راه غنيمت سارو اصلان شد و در قلعهء سردارآباد ضبط كرد .
در اوايل هزار و دويست و چهل و سه قلعهء عباسآباد كه حصنى حصين و به فرمان نواب نايب السلطنه در يزدآباد نخجوان ساخته بودند ، بنابر خيانت احسان خان كنگرلو ولد كلبعلى خان نخجوانى كه به امر نايب السلطنه نگاهبان آن قلعه بود ، مسخر جنرال بسقاويج سردار روس شد و احسان خان را به ازاء اين خدمت ، حكومت نخجوان دادند . ولى بعد از معاودت بسقاويج به اردوى خود ، چون و با در اردوى او به شدت بروز كرد ، مصلحت در مصالحه ديد و ميرزا گربايدوف « 15 » همشيرهزادهء خود را براى مصالحه به شرط واگذاشتن ايروان و روسيه طالش و موغان و دادن صد هزار تومان به اردوى صاحبقرانى فرستاد . ولى به اغواى حسين خان سردار ايروانى و مواعيد فتوحات ، خواهش بسقاويج مقبول نيفتاده فرستادهء او مايوس بازگشت . نيز خبر فتوحات شاهزاده محمد ميرزا و جهانگير ميرزا از قراباغ و ساليان به اردوى خاقانى رسيد و نواب نايب السلطنه با استعدادى تمام رو به قريهء اشترك آبادان و اوچ كليسا نموده جنگ سختى با صالدات روس كرده فتحى بزرگ نمودند و دو هزار و سيصد نيزه سر و هزار و پانصد تن اسير و پنج عراده توپ به توسط يحيى خان به اردوى خاقانى فرستادند و حضرت خاقان منصورا عزم دار الخلافه فرمود . و نواب نايب السلطنه ، بهرام ميرزا را در خوى منصوب و خود به تبريز رفتند و بسقاويج فرصت نموده به تسخير سردارآباد ايروان
هامش
( 15 ) -Gribaidev