تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 882

مساهمون:

ص٨٨٢
اين تاريخ - يكهزار و دويست و سى و هشت يوم يكشنبه نوزدهم شهر ذيقعدة الحرام - اين تمسك ممهور و ممضى شد . الخاتمة بالخير و السعاده و الحمد لله اولا و آخرا و باطنا و ظاهرا تحريرا فى اواخر شهر ربيع الثانى سنهء يكهزار و دويست و سى و نه در دار الخلافهء تهران . اين عهدنامهء مباركه در حضور نجيب افندى سفير دولت عثمانى تصحيح شد » . در بهار اين سال در بيست و دويم شوال اردوى شاهى عزم سلطانيه كرده چهارشنبه دويم ذيقعده وارد چمن مذكور گرديد و رعاياى گيلان چون از حاكم خود شاكى بودند يحيى ميرزا به حكومت گيلان منصوب و منوچهر خان گرجى ايچ آقاسى وزير او شد . هم در اين سال ، علينقى ميرزاى حجة السلطان كه يك سال حكمرانى خراسان كرده بود به دربار آمده از اين خدمت استعفا نمود و حسنعلى ميرزاى شجاع السلطنه كه در فارس نزد برادر خود مىزيست احضار شده به حكومت خراسان رفت و علينقى ميرزا ، ركن الدوله لقب يافته حاكم قزوين شد و نواب شاهزاده عباس ميرزا از آذربايجان به چمن سلطانيه احضار شد و اميرزاده محمد ميرزا در ركاب پدر و الا گهر بود . بعد از ورود به سلطانيه ، ايالت همدان و طوايف قراگوزلو را حضرت خاقان به شاهزاده محمد ميرزا ( شهريار مبرور ماضى محمد شاه طاب الله ثراه ) واگذار فرمودند . و در دوازدهم ذيحجه ، اردوى خاقانى از سلطانيه به جانب تهران حركت كرده روز بيست و دويم وارد دار الخلافه شدند و به واسطهء انقلابات كه در اصفهان روى داده بود به قصد اين شهر نهضت فرموده اشرار اصفهان را تنبيه و عبد الله خان امين الدوله از حكومت آنجا معزول و شاهزاده سلطان محمد ميرزاى سيف الدوله « 1 » را به حكومت منصوب و يوسف خان گرجى سپهدار را به پيشكارى او برقرار فرمودند . و بعد از تمشيت آن ولايت به مقر خلافت عود نمودند و اللهيار خان آصف الدوله قاجار دولو سالاربار ، صدر اعظم شد و پسرش حسن خان به‌جاى او سالاربار گرديد . در هشتم ذيقعدهء هزار و دويست و سى و نه موكب خاقانى روانهء سلطانيه شد و پل كنك مرزاويچ از طرف جنرال يرملوف - سردار
هامش
( 1 ) - سلطان محمد ميرزا سيف الدوله پسر سى و هشتم فتحعلى شاه متولد 26 جمادى الاولى 1228 از بطن طاوس خانم تاج الدوله . وى شعر نيز مىگفت و تخلص او « سلطان » بود . مقدارى از اشعار او جزء ديوان يغماى جندقى چاپ شده .