تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 883

مساهمون:

ص٨٨٣
گرجستان - به اردوى شاهى آمده اظهار داشت كه محال بالغلو و گونى و گوگچه دنگيز از توابع ايروان را كه سرحد گرجستان است از ايالت ايروان خارج و جزء گرجستان سازند . بعد از چندى توقف اين مامور ، نواب نايب السلطنه و حسن خان سردار براى تحقيق اين دعوى احضار شدند و در مجلسى كه آصف الدوله و حسن خان سارى اصلان و حاجى ميرزا ابو الحسن خان شيرازى و ميرزا محمد على آشتيانى با وكيل دولت روس گفتگو كردند به‌طورى حق دولت روس در مطلب مزبور ثبوت يافت ولى گفتگو بىثمر و پل كنك مرزاويچ با ميرزا محمد صادق مروزى وقايع نگار به تفليس رفتند كه نزد جنرال يرملوف طى اين گفتگو نمايند . و در نوزدهم محرم هزار و دويست و چهل اردوى خاقانى به دار الخلافه بازگشت . در سال هزار و دويست و چهل نواب نايب السلطنه عباس ميرزا به همدان تشريف بردند و جنرال يرملوف به‌سمت داغستان حركت كرده ميرزا صادق وقايع‌نگار در تبريز متوقف بود و دينار مرزاويچ راه گرجستان گرفته در اين وقت بريدى از حسين خان سردار ايروان به حضرت نايب السلطنه خبر داد كه ناحيهء بالغلو را كارگزاران گرجستان تصرف كرده‌اند . ميرزا صادق وقايع‌نگار عاجلا به تفليس رفت و نايب الحكومه جنرال يرملوف را آنجا ملاقات كرده ناگاه امپراطور الكساندر پاوليج « 2 » انتقال كرد و ميرزا صادق بدون انجام كارى از تفليس معجلا به تهران آمد و تفصيل را به عرض خاقان رسانيد . هم در اين سال ، ابراهيم خان ظهير الدوله حكمران كرمان و بلوچستان در تهران به مرض مزمن مبتلا و درگذشت و عباسقلى ميرزا « 3 » ولد او كه همشيره‌زادهء فرمانفرماى فارس بود به‌جاى پدر
هامش
( 2 ) -Alexander pavlovitchالكساندر پاولويچ يعنى الكساندر پسر پاول ( پول ) و غرض الكساندر اول تزار روسيه است . ( 3 ) - ابراهيم خان ظهير الدوله پسر عمو و پسر خواندهء فتحعلى شاه و داماد او نيز بود به دخترى به نام خانم خانمان ملقب به « نواب متعاليه » . عباسقلى كه به علت اين انتساب او را « ميرزا - شاهزاده » مىخواندند يكى از دو پسرى است كه ظهير الدوله از آن زن يافت . ظهير الدوله زنان ديگرى داشت و از آنان فرزندان ديگرى ، من‌جمله حاج محمد كريم خان كرمانى پيشواى شيخيه .