بهيهء انگليس كه در اين اوقات ايلچى جديد بود نوشته و مقرر شد و از طرفين نسخه برداشتند و در خاتمه نوشتند ما كه وكلاى حضرتين عليتين مىباشيم اين عهدنامهء مفصله را كه سابقا فى ما بين وكلاى دولتين به فصول دوازدهگانه نگارش يافت حال به تغييرات چند كه منافى دوستى و يك جهتى دولتين عليتين نبود و به صلاح حضرتين انسب مىنمود در فصول يازدهگانه تبيين و تقرير و تحرير كرده دستخط و مهر گذاشتيم .
به تاريخ بيست و پنجم ماه نوامبر سنهء يك هزار و هشتصد و چهارده عيسوى مطابق دوازدهم ذيحجة الحرام سنهء يكهزار و دويست و بيست و نه هجريهء مصطفويه على هاجرها الف السلام و التحية تحريرا فى دار الخلافه تهران صانها الله تعالى عن طوارق الحدثان .
هم در اين سال ، ميرزا محمد رضاى قزوينى كه به سفارت اسلامبول رفته بود به تهران معاودت نمود .
در سال هزار و دويست و سى ، حاجى آقا خان وزير حاجى فيروز الدين ميرزا حاكم هرات به تهران آمد . در اين سال ملا محمد زنجانى كه از علماى متوقف تهران بود در كوچه به مستى برخورده عصائى كه به دست داشت چند دفعه بر سر آن مست زد . مست عربده آغاز كرده آخوند را زياد زد . عوام بهجاى اينكه مخمور را تأديب كنند با آخوند همدست شده به محلهء ارامنه رفته كليساى آنها را خراب و خانهها را غارت كرده خمهاى شراب را بشكستند . شاهزاده حسنعلى ميرزا حاكم تهران ، به حكم سياست سلطانى ، آخوند را از تهران اخراج و غرامت اموال ارامنه را از مرتكبين مأخوذ و به آنها موصول داشت . محمد مهدى خان مازندرانى متخلص به « شحنه » كه از امرا و شعراى اين دولت بود رباعىاى در اين مقدمه گفته است :
زاهد بشكست از سر خامى خم مى * اسباب نشاط مى كشان زو شد طى
گر بهر خدا شكست پس واى به ما * ور بهر ريا شكست پس واى به وى
و از حوادث اين سال شرارت و ياغىگرى اهالى زلفآباد عراق بود كه به ايمانى خان حاكم خود شوريده علاوهبر اين دستاندازى به قوافل راه عراق مىنمودند . لهذا به امر شهريار عظيم الاقتدار ، عبد الله خان گرجى از تهران به تنبيه آنها روانه شد .