و در همين سال حاجى محمد حسين خان مروى ملقب به فخر الدوله از طايفهء عز الدين لوى قاجار كه از وزراى حضرت خاقان بود وفات نمود .
نيز در اين سال پلكنيك مزراويج « 4 » از جانب دولت روس به سفارت ايران مامور شد و ميرزا ابو الحسن خان شيرازى از سفارت مسطور مراجعت كرد .
در اوايل سال هزار و دويست و سى و چهار بعد از جشن نوروزى ، شجاع السلطنه كه از خراسان به تهران آمده بود مرخصى حاصل كرده به محل حكمرانى خود بازگشت و اسماعيل خان سردار با ده هزار سوار در ركاب شاهزاده مأمور خراسان شدند و حضرت خاقانى در بيست و هفتم شعبان به چمن سلطانيه نزول اجلال فرمودند .
و در اين سال شاهزاده محمد على ميرزا لشكر به بغداد كشيد و عساكر شاهزاده تا مندليج و بعقوبه را تاخت . آقا احمد كرمانشاهى كه در عتبات عاليات مجاور بود با پيشكش از طرف والى بغداد رسيده شاهزاده را از صرافت تسخير بغداد انداخت .
در اين سال خسرو خان گرجى از حكومت گيلان معزول و شاهزاده محمد رضا ميرزا بهجاى او منصوب شد .
در نوزدهم ذيقعدهء اين سال موكب خاقانى به شهر دار الخلافه مراجعت فرمود .
ميرزا شفيع صدر اعظم در اين سال درگذشت و صدارت عظمى به حاجى محمد حسين خان نظام الدولهء اصفهانى مفوض آمد و عبد الله خان پسر حاجى محمد حسين خان مستوفى الممالك شد .
نيز در اين سال بناى جشن و عروسى شاهزادهء كامكار نواب محمد ميرزا بن حضرت نايب السلطنه را نهادند . تبيين آنكه در ششم ذيقعدهء هزار و دويست و بيست و دو كه اين فرزند سعادتمند به عرصهء وجود آمد حضرت خاقان او را نظر به نام شاه شهيد سعيد به محمد ميرزا موسوم فرمود و با اينكه فرزندزاده بود و مىبايست به اميرزاده مخاطب شود ولى به الهام ايزدى او را در سلك فرزندان خود منسلك داشته « شاهزاده » خطاب مىفرمودند . در اين سال كه عمر شريفش به سيزده رسيد ، صبيهء امير كبير محمد قاسم خان بن سليمان خان را كه او نيز در حضرت خاقانى
هامش
( 4 ) -Mazarawitch .