تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 865

مساهمون:

ص٨٦٥
به شش ماه داده مىشود قرارداد تنخواهى كه به عوض عساكر دولت بهيهء انگليس داده مىشود چنين شد كه تنخواه مزبور را ايلچى آن دولت بهيه هرچه ممكن شود زودتر و بيشتر كارسازى كند .

فصل هشتم :

هرگاه طايفهء افاغنه را با دولت بهيهء انگليس نزاع و جدالى باشد اولياى دولت ايران از اين طرف لشكر تعيين كرده به قسمى كه مصلحت دولتين باشد به دولت بهيهء انگليس امداد و اعانت نمايند و وجه اخراجات آن را از دولت بهيهء انگليس بگيرند از قرارى كه اولياى دولتين قطع و فصل نمايند .

فصل نهم :

اگر جنگ و نزاعى فى ما بين دولت عليهء ايران و افغان اتفاق افتد اولياى دولت بهيهء انگليس را در اين ميان كارى نيست و به هيچ طرف كمك و امدادى نخواهند كرد مگر اين‌كه به خواهش طرفين واسطهء صلح شوند .

فصل دهم :

اگر از رؤساى ايران كسى بخواهد دشمنى كند و ياغى شود و فرار به ولايت انگليس نمايد ، به محض اشارهء اولياى دولت ايران ، بايد آن كس را از ولايت مزبور بيرون نمايند و اگر بيرون نرود او را گرفته روانهء ايران نمايند و اگر خبر دهند قبل از ورود او را به ولايت خود راه ندهند و الا گرفته بفرستند و شرايط اين فصل از طرفين استقرار پذيرفته .

فصل يازدهم :

اگر در بحر العجم دولت عليهء ايران را امدادى ضرور شود از دولت بهيهء انگليس به شرط امكان و فراغ بال در آن وقت كشتى جنگ و قشون بدهند و اخراجات آن را موافق برآورد آن وقت قطع و فصل كنند و بازيافت نمايند و كشتيهاى مذكور بر آن خورها و لنگرگاهها عبور كنند كه امناى دولت عليهء ايران نشان دهند و از جاى ديگر بىرخصت و ضرورت عبور ننمايند . و اين عهدنامه به توسط ميرزا شفيع صدر اعظم و نايب الوزاره قائم مقام و معتمد الدوله ميرزا عبد الوهاب منشى الممالك وكلاى دولت عليهء ايران با مستر موريه نايب سر گوراوزلى بارونت سفير بزرگ دولت