به شش ماه داده مىشود قرارداد تنخواهى كه به عوض عساكر دولت بهيهء انگليس داده مىشود چنين شد كه تنخواه مزبور را ايلچى آن دولت بهيه هرچه ممكن شود زودتر و بيشتر كارسازى كند .
فصل هشتم :
هرگاه طايفهء افاغنه را با دولت بهيهء انگليس نزاع و جدالى باشد اولياى دولت ايران از اين طرف لشكر تعيين كرده به قسمى كه مصلحت دولتين باشد به دولت بهيهء انگليس امداد و اعانت نمايند و وجه اخراجات آن را از دولت بهيهء انگليس بگيرند از قرارى كه اولياى دولتين قطع و فصل نمايند .
فصل نهم :
اگر جنگ و نزاعى فى ما بين دولت عليهء ايران و افغان اتفاق افتد اولياى دولت بهيهء انگليس را در اين ميان كارى نيست و به هيچ طرف كمك و امدادى نخواهند كرد مگر اينكه به خواهش طرفين واسطهء صلح شوند .
فصل دهم :
اگر از رؤساى ايران كسى بخواهد دشمنى كند و ياغى شود و فرار به ولايت انگليس نمايد ، به محض اشارهء اولياى دولت ايران ، بايد آن كس را از ولايت مزبور بيرون نمايند و اگر بيرون نرود او را گرفته روانهء ايران نمايند و اگر خبر دهند قبل از ورود او را به ولايت خود راه ندهند و الا گرفته بفرستند و شرايط اين فصل از طرفين استقرار پذيرفته .
فصل يازدهم :
اگر در بحر العجم دولت عليهء ايران را امدادى ضرور شود از دولت بهيهء انگليس به شرط امكان و فراغ بال در آن وقت كشتى جنگ و قشون بدهند و اخراجات آن را موافق برآورد آن وقت قطع و فصل كنند و بازيافت نمايند و كشتيهاى مذكور بر آن خورها و لنگرگاهها عبور كنند كه امناى دولت عليهء ايران نشان دهند و از جاى ديگر بىرخصت و ضرورت عبور ننمايند . و اين عهدنامه به توسط ميرزا شفيع صدر اعظم و نايب الوزاره قائم مقام و معتمد الدوله ميرزا عبد الوهاب منشى الممالك وكلاى دولت عليهء ايران با مستر موريه نايب سر گوراوزلى بارونت سفير بزرگ دولت