تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 863

مساهمون:

ص٨٦٣
يا تاتارستان و بخارا و سمرقند و غيره عبور به مملكت هند نمايند شاهنشاه ايران حتى المقدور پادشاهان و واليان و اعيان آن ممالك را مانع شوند و از راه دادن طوايف مزبور بازدارند ، خواه از راه تهديد و تخويف و خواه از روى رفق و مدارا .

فصل دويم :

چون اين عهدنامهء خجسته به صدق و راستى بسته آمده اميد چنان است كه ان شاء الله از تغيير و تبديل مصون و روز به روز مقتضيات يگانگى در ميانه افزون گردد و پيوند موافقت ميان اين دو پادشاه جم جاه فلك دستگاه و وليعهد و فرزندان و احفاد و امجاد ايشان و وزرا و امرا و ولات و حكام ولايات و سرحدات مملكتين ابد الاباد برقرار و استوار باشد . پادشاه و الا جاه انگليس قرارداد مىنمايد كه اگر بر سر امور داخلهء مملكت ايران فى ما بين شاهزادگان يا امرا و سرداران مناقشتى روى دهد دولت بهيهء انگليس را در اين ميان كارى نيست تا پادشاه وقت خواهش نمايد و احيانا اگر احدى از مشاراليهم ولايتى و جائى از خاك متعلقه به ايران را به آن دولت بهيه بدهند كه به ازاء آن كمك و اعانتى نمايند هرگز اولياى دولت بهيهء انگليس به اين امر اقبال نكرده پيرامون آن نخواهند گشت و دخل و تصرف در ممالك متعلقه به ايران ابدا نخواهند كرد .

فصل سيم :

مقصود كلى از اين عهدنامه آن است كه دو دولت قوى شوكت از جانبين امداد و كمك به يكديگر نمايند به شرطى كه دشمنان در نزاع و جدال سبقت نمايند و منظور اين است كه از امداد جانبين به يكديگر هر دو دولت قوى و مستحكم گردند . اين عهدنامه محض از براى رفع تقدم و سبقت نمودن دشمنان در نزاع و جدال استقرار پذيرفته است و مراد از سبقت ، تجاوز نمودن از خاك متعلقه به خود و قصد ملك خارج از ملك خود كردن است و خاك متعلقه به هريك از دولتين ايران و روس از قرارى است كه به اطلاع وكلاى دولتين ايران و انگليس و دولت روس بعد از آن مشخص و معين گردد .

فصل چهارم :

چون در يك فصل از فصول عهدنامهء مجمله كه فى ما بين دولتين