تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 860

مساهمون:

ص٨٦٠
در سال هزار و دويست و بيست و شش موكب حضرت خاقانى از تهران تشريف‌فرماى كاشان و اصفهان شد و در ماه صفر همين سال مراجعت فرمود . و در ربيع الثانى اين سال عبد الوهاب افندى سفير سلطان محمود خان سلطان عثمانى وارد تهران شد . و در بيست و پنجم شوال اين سال ميرزا ابو الحسن خان سفير ايران كه به لندن رفته بود با سر گور - اوزلى « 19 » سفير دولت انگليس به تهران رسيدند . سفيرين مذكورين وقتى كه در درياى محيط « 20 » و رو به جانب ايران مىآمدند دريا طوفانى شده اختيار كشتى از دست كاپيتان بيرون و اين دو سفير را به ريو - دوژانيرو « 21 » كه از بنادر برزيل است انداخت . پادشاه برزيل كه همان سلطان پرتغال بود و از بيم ناپلئون اول به برزيل فرارى شده از ورود سفيرين آگاه و در شهر ريودوژانيرو ايشان را به مهمانى بزرگ پذيرفت . و از اتفاقات عجيبه در آن ايام ، مارى صيد كرده بودند از كمال غرابت به نظر پادشاه برزيل رسانيدند . سيزده ذرع طول و قريب يك ذرع سطبرى پشت گردن مار بود . لهذا پوست آن را كه به ضخامت جلد گاو است كنده همراه سفيرين به ايران فرستاد . و در اين وقت كه سال هزار و دويست و نود و سه است آن پوست مار در موزهء همايونى موجود و مشهور است . بالجمله سفير انگليس در سراى حاجى محمد حسين خان امين الدوله منزل كرد و علاوه بر زبان انگليسى به لغت عربى و فارسى و تركى و روسى و فرانسوى و هندى تكلم مىكرد و بعد از چند روز توقف در تهران ، در تالار گلستان بار حضور حضرت خاقان يافت . تكمهء قاب‌نامه‌اى كه او حامل بود الماس برليانى بود كه بيست و پنج هزار تومان قيمت [ آن ] بود . زوجهء اين سفير به حرمخانهء سلطانى دعوت شده به عمارت صبيهء ابراهيم خليل خان جوانشير رفته عنبرچهء الماسى كه بيست و چهار هزار باجغلى « 22 » ارزش داشت از طرف دولت انگليس هديه داد . در همين سال [ يعنى هزار و دويست و بيست و شش ] سفير مذكور
هامش
( 19 ) -sir Gore owsely .( 20 ) - منظور اقيانوس اطلس است . ( 21 ) - در متن : « رىژنرو » . ( 22 ) - به معنى اشرفى است .